عمر الخيام النيشابوري ( مترجم : قاسم انصاري )
10
رسالة جواباً لثلاث رسائل ( دورساله فلسفى )
از « خواصّ » هستند . در جمع دانشيان وعالمان ، « خواصّ » ، تك تك أهل فضل وفهم واصطلاحند . كساني هستند كه خود در زمينههايى از دانش زحمت كشيده وتلمّذ كردهاند ، وبه تعبيرى هر يك خود يكى از أركان علم محسوب ميشوند . پيداست كه دانشى مرد ، دانش دوست وبه تبع آن دوستدار دانشيان است . با همهء دانشيان همدل است ، ايشان را احترام مىكند ، عزّت مينهد ، به ايشان افتخار مىكند ، چرا كه خود جزيى از آن مجموعه است . امّا « خواصّ گونه » ها ، موجوداتى هستند بيسواد وهوچى كه به جاى نوشتن « مار » عكس مار ميكشند . مدّعى اطّلاع از همه چيزند . به هر محفلى كه بوى فايدتى ببرند سر ميكشند . وبه همين اعتبار عوامفريب ومتظاهر وچاپلوسند . چون ذوق تحصيل ندارند ، ولى ديگ هوسشان دائم در جوش است ، « مجيز » صاحبان قدرت عارى از فهم را ميخوانند وأركان زر وزور كه معمولا خود از دانش بيبهره هستند ، سخنان « خر رنگ كن » اين « خواصّ گونه » ها را به ريش ميگيرند ، وآن وقت واويلا بر « خواصّ » ! . گستاخترين « خواصّ گونه » ها دزدند . مطالب نوشتههاى « خواصّ » راه ، با وقاحت تمام ، پس وپيش ميكنند ، كلماتي را ( عمدة با مترادف آن كلمات ) عوض ميكنند وحاصل اين بيشرمى را به عنوان نوشتهيى يا كتابي از خود عرضه ميدارند . نمونه را عرض ميكنم : يك أهل اطّلاع واصطلاح وذوق ، به نام « لطيف الدّين أحمد بن محمّد بن أحمد بن كلامي » به سال 702 هجرى قمري ، در أصفهان ، از آنچه از دواوين شعرا وتذكرهها خوانده ، ويا از آشنايان ودوستان خود شنيده ونسخه گرفته ، ونيز چند شعري كه خود سروده بوده ، جنگى در سى فصل فرآهم آورد وآن را « مؤنس الأحرار في دقايق الاشعار » ناميد : « خادم مخلص . . . أحمد بن محمّد بن أحمد بن المعروف به كلامي أصفهاني ، به محلّهء در دشت ، از دواوين ملوك وحكماء