شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 76
شرح حكمة الاشراق
يادداشتها ( 1 ) - توضيح اين مطالب كه چرا مستشرقين به دورهء مذكور از تاريخ فلسفه در إيران توجه نكردهاند نياز به نوشتهء جداگانهاى دارد . جالب است كه در يكى از كتب غربى قرن 19 به مطالبى دربارهء سهروردى بر مىخوريم كه حتى در كتابهاى بعد نادر است ؛ احتمال دارد كه مؤلف آن ، فون كرمر ، به متنى از شهرزورى دسترسى داشته ، چون مطالب عنوان شده مأخوذ از شرحي است به روش اشراقي در فلسفهء اسلامى . ر . ك . : Alfred Von Kremer , Geschichte der herschenden Ideen des Islam ( Leipzig : F . A . BrocKhaus , 1868 ) ( 2 ) - اين كمبود را حتى در كتابهاى منتشره در دوران معاصر به زبانهاى انگليسى ، فرانسه ، وآلمانى دربارهء تاريخ فلسفهء اسلامى نيز مشاهده مىكنيم . براي مثال : eiriarbiL : siraP ( . loV 2 , malsI ne eihposolihp al ed eriotsiH , iwadaB namharrudbA Philosophique J . Vrin , 1972 ) . آقاى بدوي يك بار ، هنگام بررسى زندگانى أبو يوسف يعقوب بن إسحاق ، الكندي ، به متن « نزهة الأرواح » شهرزورى رجوع كرده است ( ج 2 ، ص ، 385 ) ؛ ودر چند سطرى كه دربارهء ادامهء فلسفه ، پس از ابن سينا ، در إيران نگاشته تنها از سهروردى ، فخر الدين رازي ، جلال دوانى ، وملا صدرا نام برده ، وحتى اشارهاى هم به شهرزورى وبسيارى ديگر از فلاسفه نكرده است ( ج 2 ، ص ، 695 ) . ونيز : Majid Fakhry , A History of Islamic Philosophy ( New YORK : Columbia University Press , 1970 ) . در اين كتاب هم آقاى فخرى ، تنها به « نزهة الأرواح » رجوع كرده ( ص 327 ) . در كتاب ماكس هورتن ، كه بتفصيل از آراء اشراقيون وگرايش افلاطونى در فلسفهء اسلام ، تحقيق شده است نيز اشارهاى به شهرزورى نشده . ر . ك . : Max HORTEN , DIE philosophie DES Islam ( Munchen : Verlag Ernst Reinhardt , 1927 ) والبتة در كتابهاى كماعتبارتر ، أصلا ؛ از فلسفهء اشراقي ذكرى نشده ؛ مثلا : M . Saeed SheiKh , Studies in Muslim Philosophy ( Lahore : Ashraf Publications , 1974 ) .