شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 53
شرح حكمة الاشراق
سهروردى شاگردى كند واز علوم الهى بهره گيرد تا صاحب معرفت وحكمت شود ؟ پس ، مىتوان گفت كه « آيين سياسي اشراقي » يعنى حكمت در خدمت حكومت ؛ وهيبت وشكوه رياست راستين از آن كسى است كه حكمت جسته ، از علم أنوار الهى آگاه شده به فرّهء كيانى دست يافته ، صاحب كرامات گشته ، ودر نتيجة مىتواند از نور حق در راه گسترش خبر وعدالت بهره گيرد . چنان كه باز در « ألواح عمادى » مىگويد : « وچون نفس طاهر گردد روشن شود به نور حق تعالى مثنّى در تنزيل آمد وگفت « اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » ، اى از تاريكى جهل به نور معارف . . . وچون نور الهى وسكوت قدسي در ايشان حاصل آيد روشن شود وتأثير كند در أجسام ونفوس . . . وچون با روشنايى بزرگ آشنا شود وبر روشنى قدسي روشن گردد ، نفوس ازو منفعل شوند ومادّه ازو متأثر شود . . . چون فكر دائم دارد در آيات جبروت ، ومشتاق شود به عالم روشن ولطيف شود به عشق نوراني ومتصف شود به نيك بختى وبه خير وكرم وعدل ، به أفق أعلى برود وبر اعداى خويش قاهر گردد ومحفوظ باشد وصيتي عظيم أو را پديد آيد وهيبتي سختتر پديد آيد مر أو را . وچون روشن شود به نور حق وقوى گردد به تأييد حق از جملهء حزب خدا شود . . . وبرسد به نور تأييد وظفر ، چنان كه بزرگان ملوك پارسيان رسيدند . ونوري كه معطى تأييد است ، كه نفس وبدن بدو قوى وروشن گردد ، در لغت پارسيان « خرّه » گويند ، وآنچه ملوك خاصّ باشد آن را « كيان خرّه » گويند . واز جمله كساني كه بدين نور وتأييد رسيدند خداوند « نيرنگ » ملك افريدون وآنگه حكم كرد به عدل ، وحق قدس وتعظيم ناموس حق بجا آورد به قدر طاقت خويش ، وظفر يافت بدان كه از روح القدس متكلّم گشت وبدو متّصل ، وطريق مثال وتجريد وغايت سعادت را دريافت . آنچه قاصدان راه يابند وبدارند از عالم علوي . چون كه نفس روشن وقوى گشت از شعاع أنوار حق تعالى به سلطنت كيانى بر نوع خويش حكم كرد ومسلط به قدرت ونصرت وتأييد بر عدو خود . ودوم از ذريّت أو ملك ظاهر ، كيخسرو