شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 52

شرح حكمة الاشراق

است . 57 سه ديگر ، ملك عماد الدين ارتق كه از دوستداران وهواداران سر سخت سهروردى بوده وشيخ « ألواح عمادى » را به نام وى نوشته است . 58 با توجه به اين واقعيت كه سهروردى با برخى از پادشاهان سلجوقى ، كه أهل فلسفه بوده‌اند ، مأنوس بوده ، آيا نمىتوان در آن « مقدمه‌ها » جنبه‌هاى سياسي يافت ؟ وآيا اين مقدمه‌ها هشدارى در بارهء آيين سياسي وى براي ديگران نبوده است ؟ وى به پادشاهان مىگويد كه اگر مىخواهيد حاكم درست باشيد وزمان حكومتتان نوراني باشد ، بايد به علم وبويژه تأله ، بپردازيد ، ومرا به عنوان معلمتان بپذيريد ؛ همان گونه كه أرسطو حكمتش را در اختيار إسكندر جوان گذاشته بود ، من هم حكمتم را در اختيار شما مىگذارم . سهروردى ، چنان كه عادت وى است ، به نمونه‌هاى پادشاهان كهن إيراني نيز اشاره مىكند ؛ پادشاهانى كه بواسطهء داشتن فرّهء كيانى با اعتبار فرمانروايى مىكرده‌اند وكسب حكمت يعنى كسب فرّه . 59 نكتهء مهمّ ديگرى كه از گفتار سهروردى بر مىآيد آن است كه سياست مىتواند بر حكمت يك فرد استوار باشد وچنين فردى حكيم متألّهى است كه مىتواند قطب عالم باشد يا امام مدينه اى فاضله وهمچون شاهان كهن ، فرهء ايزدى مىبايد بر دانش وحكمت أو استوار باشد وبر قدرت ونيروى بىمانند وى ، كه ديگران به چشم مىبينند ، واين در « متن پرتو نامه » بوضوح ديده مىشود : « هر كه حكمت داند وبر سپاس نور الأنوار مداومت نمايد ، چنانچه گفتيم أو را « فرهء كيانى » بدهند ، و « فرّ نوراني » ببخشند ، وبارق الهى أو را كسوت هيبت وبها بپوشاند ، ورئيس طبيعي شود عالم را ، وأو را از عالم أعلى نصرت رسد ، وسخن أو در عالم علوي مسبوع باشد ، وخواب والهام أو به كمال رسد » . 60 بنا بر اين ، هر زمان كه حكيم متأله پادشاهى كند ، آن دوران نوراني خواهد بود وكسى كه از أو خوارق سر زند وصاحب كرامات ورؤياي صادقانه باشد ، مىبايد رياست مدينه را در دست گيرد . آيا سهروردى با چنين پيامى آشكارا نمىگويد كه الظاهر فرزند صلاح الدين ، اگر بخواهد به عدالت فرمانروايى كند ورئيس طبيعي عالم شود ، مىبايد نزد حكيمى چون