شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 40

شرح حكمة الاشراق

فلسفيست ، حاوي بياناتى در باب روش وأصول فلسفه به اضافهء قصد مؤلف از نگارش وتوأم با ذكر مطالبى « تاريخي » دربارهء نظريات حكماى پيشين در رابطه با مسائل وأصول مطرح شده . اين قسمت از متن را خود مؤلف « مقدمه » مىنامد ، ودر آن با سبكى بيشتر اديبانه تا فنى وفلسفي ناب مطالبى را عنوان مىكند كه معمولا در متون مشائى در حكمت عملي ، فلسفهء سياسي ويا اخلاقيات به آن توجه مىشود . در متون مشائى « مقدمه » بر فلسفه عبارت است از مطالبى در باب دلالت ألفاظ ، كليات خمس وديگر مطالبى كه در كتاب « مدخل » بر « ارغنون » ارسطويى أول بار فرفوريوس عنوان كرده بود ؛ ويا چند سطرى در ذكر نام باني كتاب . اما ، « مقدمه » در متون اشراقي به عنوان درآمديست بر روش فلسفي مؤلف ، واين نكته به وضوح در دو « مقدمهء » كتاب حاضر ديده مىشود : 1 - « المقدمة للسهروردى » ، كه مطالب آن را شهرزورى شرح نموده ؛ 2 - « المقدمة للشهرزورى » ، كه حاوي آراء اشراقي خود شارح است . اين فن در متون اشراقي قرن هفتم ، چنانچه در قسمت بعدى اين نگارش ، هنگام بررسى فصول وأبواب رسائل پنجگانهء كتاب « الشجرة الإلهية » اشاره خواهيم كرد ، ادامه مىيابد ، وبه صورت بخشي اساسى در باب روش در تأليفات كتب فلسفي تثبيت مىشود . فن « مقدمه » نگارى در علوم اسلامى رواج مىيابد تا جايى كه « مقدمهء » ابن خلدون به عنوان اولين تحقيق جامع در باب روش‌شناسى فلسفهء تاريخ شهرت مىيابد ، وحتى علماى مغرب زمين دوران كنونى از آن كرارا ياد كرده وآن را اولين « متدلوژى » علمي فلسفهء تاريخ مىدانند . « مقدمه » هاى متون اشراقي ، هر چند أكثر ناشناخته مانده‌اند ، اما يقينا در تاريخ فلسفه منزلتي كمتر از رسائل دكارت ، وديگر فلاسفهء غربى ، در باب « روش » ندارند . إن شاء اللّه در فرصتى ديگر به تحليل ساختار اين بخش از متون اشراقي خواهيم پرداخت ، ولى در اين مختصر اجمالا در باب يكى از خصوصيات مقدمه‌هاى متون اشراقي بحث خواهيم كرد . خواننده خود به جوانب ديگر أصول روش اشراقي توجه خواهد داشت ، كه ، في المثل ، عبارتند از : 1 ) اصالت الهام ومشاهده در حكمت اشراق وذكر حكماى پيشين قائل به آن ؛ 2 ) مقدمات اوليهء فلسفه از طريق برهان به