شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 26
شرح حكمة الاشراق
فلسفي مشّائى ، بويژه روش برهاني « انالوطيقاى دوم » ، استفاده مىكند وسخت مىكوشد كه بينش وحدس فلسفي افلاطونى را نظام پردازى كند وآن را در قالبى فلسفي در آورد . همچنين با تأويل وتفسير فلسفي آيات بسيارى از نكات ظريف قرآني را توضيح مىدهد . 15 وسرانجام ، ودر نهايت شناخت از كل با زبانى خاص ، يعنى « لسان الاشراق » ، 16 كه مىتوان آن را زبان ساخته شدهء فلسفي ناميد ، به تعليم مىپردازد ، كه « تعليم أول اشراقي » اش خواندهاند ، 17 ودر همين مقام است كه خود فلسفهء اشراقي به « غايت » نظام پردازى فلسفه مىرسد . شيخ شهاب الدين يحيى بن أميرك سهروردى ، در سال 587 ه . ق . به دستور صلاح الدين ايوبى ، به جرم دعوت نبوت وفساد در دين ، در شهر حلب ، جايگاه حكومت ملك ظاهر شاه پسر صلاح الدين كه با وى علاقهاى عميق ايجاد كرده بود ، كشته شد . 18 اين انديشهگر إيراني ، كه أو را « صاحب الأيد والملكوت » ، « خارق البرايا » ، وحتى « المعلم الثالث » ناميدهاند وبه « شيخ اشراق » معروف است ، 19 به اين حكمت وجهان بيني ژرفى كه ميراث أقوام پيش از أو ودر بر دارندهء انديشهها ، الهامها وحكمتهاى چندين بزرگ مرد مىبوده ، ساختمانى فلسفي وسازگار داد ودر اين راه از روشهاى برهاني وأصل متعارفى ارسطويى بهره برد وتوانست نظامى أصيل بنا كند . أو آنچه را كه خود « حكمت بحثي » صرف مىنامد ، يعنى فلسفه مشاء را ، كه تنها تكيه بر استدلال دارد والهام ومكاشفه ومشاهده وحدس فلسفي را ناديده مىگيرد ، با حكمت ذوقي ، كه بر عكس ، با رياضات ومشاهده وقوهء متخيلهء خلّاقه بر مبناى بينش فطرى موضوع مدرك سر وكار دارد ، به گونهاى هماهنگ وبا معنا درآميخت واز آن روشى علمي ساخت كه « علم الأنوار » ناميده شده است . وچنانچه خواننده در كتاب حاضر ، يعنى « شرح حكمة الاشراق » ، خواهد ديد ، شهرزورى سعى بر اين دارد تا مباني نظام نوين سهروردى را به تفصيل شرح نموده ، وآراء فلسفي اشراقي را در مقام مقايسه با أصول نظامهاى ديگر فلسفي براي علماى أهل فلسفه بيان دارد . در اين مختصر اشارهاى به برخى از أهم أصول اشراقي خواهيم نمود ، با اين اميد كه خوانندهء محترم به هنگام مطالعهء « شرح حكمة الاشراق » نظر