شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 27
شرح حكمة الاشراق
به مهارت شهرزورى در تحليل مشكلات متن داشته باشد . سهروردى خود بارها به سرچشمههاى تاريخي - اساطيرى اين حكمت در چهار كتاب اصلى ساختمان يافته وفلسفي خود « تلويحات » ، « مقامات » ، « مشارع ومطارحات » ، و « حكمة الاشراق » اشاره كرده وچهار گروه از حكما وشخصيتهاى اساطيرى را در پرورش وگسترش آن سهيم دانسته است ، 20 از اين قرار : 1 ) سرچشمهء يوناني كه با طبقهاى از فلاسفهء يونان چون فيثاغورث وانباذقلس آغاز مىگردد ودر شخص أفلاطون الهى « صاحب الأيد والنور » به أوج مىرسد . 2 ) سرچشمهاى كه آغازش با هرمس « والد الحكماء » است ونزد گروهى از هرامسه ادامه پيدا مىكند . 3 ) از مهمترين سرچشمههاى اين حكمت حكماى فهلوانى هستند كه سرآغاز آنها كيومرث است وأو را با نام « مالك الطين » ، كه ترجمهء عربى همان « گلشاه » لقب شخص أول اسطورهء إيراني است ، مىشناسد . اين حكمت پس از وى توسط افريدون وپس از وى توسط كيخسرو در إيران زمين به كار گرفته مىشود ، وبه واسطهء « فرّهء كيانى » و « فرّهء ايزدى » نهفته در اين حكمت ، حكومت اساطيرى حكومتى عادل ودر أوج كمال بوده ، كه در نظام اشراقي ، چنانچه در ذيل خواهد آمد ، در دوران اسلامى توسط حكيم متألّه استمرار تواند يافت . 4 ) سرچشمهء هندى كه توسط گروهى از برهمنان گسترده مىشود . 21 پس از برشمردن چهار سرچشمهء حكمت اشراق ، سهروردى حاصل آن را چنان كه به أو رسيده است از سه طريق مىداند : 1 ) خميرهء حكمت فيثاغورثيان ، كه آن را با استفاده از تمثيل نور بيان مىكند - شهرزورى به اين گروه توجه خاصي دارد - واز طريق حكماى يونان دست به دست مىگردد وبه دست شخصي مىرسد كه سهروردى أو را « برادرم اخميم » مىنامد ( احتمالا همان ذو النون مصرى است كه يكى از سران طبقهء أول صوفيّه در طبقه بندى سلّمى صاحب « طبقات الصّوفيّه » است ) وتوسط أو به دست أبو سهل عبد الله تسترى مىرسد . 2 ) خميرهء حكمت خسروانى كه از طريق شخصيتهاى اساطيرى إيراني دست به دست مىگردد وبه أبو يزيد بسطامى وتوسط وى أول به منصور حلاج