شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 31
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
الصفا بيش از ديگران استفاده كرده است وحتى از سقراط به نقل أفلاطون در رسالهء فادن مطالبى ذكر كرده است . سپس به نقل آيات قرآن كريم وأحاديث نبوي وقطعاتى از كتب ساير انبياى الهى در باب تناسخ پرداخته است . در فصل پانزدهم به مباحث مختلف خير وشر وقضاء وقدر وتناسب نظام موجودات ودر ضمن آن با تلخيص رسالة العشق ابن سينا ، كه به آن تصريح كرده است ، به بيان شوق وعشق پرداخته است . فصل شانزدهم در بيان مقامات عارفان وحالات آنان است كه با نقل سخن ابن سينا در نمط نهم إشارات اثرپذيرى أو كاملا روشن است وبه مناسبت ذكر مراتب زاهد وعابد وعارف وتقسيم عارف به نبي وحكيم وشيخ ، با بهرهمندى از إشارات وشرح آن ، به مسائل مختلف نبوت از ضرورت ومعجزه وفوائد بعثت پرداخته است . رياضت ومسائل مختلف آن با محوريت سخن ابن سينا در إشارات ، از ديگر مباحث اين فصل است . سخنان شيخ اشراق در أنوار وارد بر اخوان تجريد وخصوصيات آنها وخوارق عادات صادر از آنان وموضوع اتصال نفس انساني به نفوس فلكى وتلقى مغيّبات ورؤيا وتأويل وتعبير خواب وتأثير نفوس وچشم زخم ومسائلي از اين نوع به تفصيل در اين فصل مورد بررسى قرار گرفته است . در فصل هفدهم كه آخرين فصل كتاب است ، به تحقيق در باب أرواح سفليه مثل جن وشياطين وعفاريت وأمثال آنها پرداخته است . با ذكر أقوال مختلف در اثبات يا انكار آنها بيشتر با استفاده از فخر رازي در التفسير الكبير وبخصوص ديدگاه متكلمان معتزلي واشعرى كه به نظر اين بنده از فخر رازي گرفته است ، ونظر خود شهرزورى تحت عنوان « قول حق » وبا توضيح أحوال وخصوصيات آنها تقريبا به تفصيل بحث كرده است . ونيز شمّهاى از أحوال أرواح علوية آورده است . شهرزورى در پايان اين رساله ، بر مبناى شرافت طبقات عوالم هستى ، از بالا به پايين عوالم را چنين ترسيم كرده است :