شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 37

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

فصل است . در پايان فصل به اين مطلب پرداخته است كه اين نظر كه محدّد الجهات ، كون وفساد وخرق والتيام نمىپذيرد بر اين قاعده مبتنى است كه هرچه قابل حركت مستقيم است ، كون وفساد وخرق والتيام مىپذيرد وچون محدّد الجهات داراى حركت مستدير است ، پس كون وفساد وخرق والتيام نمىپذيرد . فصل هشتم ، در مكان وأقوال ديگران در باب آن است . در باب مكان ، نظريه‌هاى مختلفي مطرح شده است : بعضي هيولى وعده‌اى صورت را مكان دانسته‌اند ، چنان كه برخى نفس وگروهى خلأ را مكان دانسته‌اند وأرسطو گفته است : مكان عبارت است از سطح باطن جسم حاوي كه مماس است با سطح ظاهر جسم محوى . شهرزورى در اين فصل براي تبيين حقيقت مكان وردّ نظرياتى كه آنها را ناصواب دانسته ، با توضيح أمارات چهارگانهء مكان ، نظريات خارج از شمول آن أمارات را رد كرده ودر عين حال به صورت خاص در باب خلأ كه بعضي آن را مكان دانسته‌اند به تفصيل وارد بحث شده وبا پذيرش نظر أرسطو ، نتيجة گرفته است كه چون چيزى بالاتر از محدّد الجهات نيست كه حاوي آن ومحيط بر آن باشد ، پس محدّد الجهات مكان ندارد وبه اين مناسبت ، وارد برخى ديگر از مباحث واحكام محدّد الجهات شده است ، از قبيل اين كه وجود دو عالم يا بيشتر كه هر كدام داراى يك محدّد باشند ممتنع است . أمارات چهارگانهء مكان كه شهرزورى به پيروى از شيخ اشراق آورده است وبه نظر خود أو از لوازم جسم‌اند عبارت‌اند از : 1 - اين كه جسم مىتواند از مكاني به مكان ديگر منتقل شود . 2 - اين كه ممتنع است كه دو جسم در يك مكان حاصل شوند . 3 - اين كه جسم با لفظ « در » يا آنچه به اين معنى است به مكان نسبت داده مىشود . 4 - اين كه مكان با جهات مختلف مىشود . هدف از طرح نشانه‌هاى چهارگانه ، ابطال برخى از تعاريفى است كه از