شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 38
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
مكان شده است : مثلا با پذيرش نشانهء نخست ، اين نظر كه جسم همان هيولى وصورت است باطل مىشود ، زيرا هيولى وصورت قابل انتقال نيستند ؛ ولازمهء پذيرش نشانهء دوم اين است كه بايد بين مكان ومحل فرق قائل شد ، چه حصول دو متمكّن در يك مكان ممتنع است ، امّا حصول دو حالّ در يك محل ممكن است ، مثل حلول شيرينى وسفيدى در شكر ؛ ولازمهء پذيرش نشانهء سوم ، ردّ اين نظر است كه مكان آن است كه جسم بر آن استقرار مىيابد ؛ واز نتايج پذيرش نشانهء چهارم ، اين است كه نفس ، مكان جسم است ، در حالي كه نفس ، جهت ندارد تا با اختلاف جهت مختلف شود . سپس چنان كه اشاره شد ، مذهب قائلان به اين نظر كه مكان خلأ است توضيح داده شده وبعد از آن ، براهين ابطال خلأ به تفصيل آمده است . احتجاجات اثباتكنندگان خلأ وامتناع وجود دو عالم در يك محدّد ، از جمله ديگر مباحث مطرح شده در اين فصل است . شهرزورى بهعنوان يك فيلسوف اشراقي در پايان اين فصل پس از بحث از امتناع وجود دو عالم در يك محدّد ، مىگويد : در نظر حكيمان متأله ، غير از اين عالم كه ما در آن هستيم ، عوالم ديگرى وجود دارند كه داراى مقدارند با تأكيد بر اين كه آن عوالم ، عالم نفس يا عالم عقل نيست ، بلكه در إقليم ديگرند كه آن را « إقليم هشتم » مىخوانند وجابلقا وجابرصا وهورقليا در آن قرار دارند ودر ميان ترتيب عالم واقع است ، يعنى بين مجرّد كامل ومادي كامل ، اين عالم است كه نه مجرد كامل است ونه مادي كامل . اين عالم ، همان عالم سوم يا عالم صور يا مثل معلّقه است كه شيخ اشراق ، سهروردى در آخر حكمة الإشراق از آن بحث كرده است وشهرزورى نيز در الهيات رسائل الشجرة الإلهية در اين معنا به تفصيل سخن گفته است . فصل نهم ، در حركت وأحوال آن است . با ذكر چند تعريف براي حركت وتوضيح اشكالات وارد بر آنها ، از ميان