شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 33

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

عنوان رأى سوم ذكر كنيم ، بايد گفت : هيولى يا حامل صور واعراض در اين نظريه ، همان اجزاى لا يتجزى هستند كه جسم مركب از آنها است . شهرزورى در اين فصل ، وجوه گوناگون اين مبحث را گشوده وضمن نقل أقوال مختلف در تعريف هيولى ، به نحو مبسوط به توضيح ديدگاههاى مختلف ، تبيين احتجاجات مشائيان وتوضيح اعتراضات وارد بر آنها پرداخته است . فصل چهارم ، در تلازم هيولى وصورت واين‌كه هيچ‌يك از ديگرى جدا نمىشود . شهرزورى در اين فصل پس از ذكر چند وجه براي تبيين تلازم هر يك از آنها با ديگرى ، به ذكر كيفيت تلازم پرداخته وچهار فرض به شرح زير مطرح كرده است : يا صورت ، علت هيولى است يا به عكس است يا هر يك ، علت ديگرى است يا هيچ كدام ، علت ديگرى نيست ؛ وى در باب هر كدام توضيحاتى داده است . تحت عنوان « تتمه » ، صور نوعيه را مورد بحث قرار داده است . بعد از آن براي بيان اين موضوع كه جسم براي تحقق خارجي به فاعل خارجي نياز دارد ، سه وجه را ذكر كرده است كه متقارب‌اند وبر اين محورند كه هر جسمي داراى شكل ومقدار خاص است واگر خود به اعتبار جسميت ، مقتضى آنها باشد بايد همهء أجسام يكسان باشند وچنين نيست ، پس داراى فاعل خارجي است . « نهايت » واينكه لازمهء جسم است نه مقوّم آن ، موضوع ديگرى است كه براي آن در اين فصل ، توضيحات وتوجيهاتى آورده شده است . سپس به نقل اعتراضات دربارهء مباحث مطرح شده در اين فصل از قبيل تلازم هيولى وصورت وصور نوعيه پرداخته شده است . شهرزورى در پايان ، در مباحث مطرح شده ، نظر سهروردى را بدون ذكر نام أو ، مبنى بر انكار تركّب جسم از هيولى وصورت وانكار وجود « صورت جسمية » وانكار وجود « صور نوعيه جوهريه » پذيرفته وبر آن است كه جسم ، همان مقدار وفقط پذيرندهء هيئات واعراض است ؛ البتة بعضي از هيئات واعراض ، « جواب ما هو » را تغيير مىدهند وشهرزورى از آنها به « مخصّصات نخستين » تعبير مىكند ومانعى نمىبيند كه