شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 34
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
كسى آنها را « صور نوعيه » بنامد ، امّا به هر حال از نظر أو اين صور نوعيه ، جوهر نيستند وبرخى ديگر از اين هيئات واعراض ، تغييرى در « جواب ما هو » ايجاد نمىكنند وشهرزورى آنها را « توابع تخصيص » ناميده است . فصل پنجم ، در تناهى ابعاد است شهرزورى نيز همچون خواجة نصير الدّين طوسي تصريح كرده است كه اين مسأله ، يكى از مقاصد طبيعيات واز مبادىاى است كه اثبات برخى مسائل بر آن مبتنى است ؛ مثلا در طبيعيات ، مسألهء اثبات محدّد الجهات ، ودر الهيات ، مسألهء امتناع انفكاك صورت از هيولى بر آن مبتنى است « 1 » . شهرزورى چندين برهان براي اثبات تناهى ابعاد با ايرادها وجوابهاى داده شده ، نقل كرده است . وى ذيل تبيين برهان « كره ومسامته » ونقل مطالبى از فخر رازي ، به تندى در باب أو سخن گفته است : اگر اين مرد از حكيمان ومتألّهان مىبود وجانش با خورشيد حكمت برافروخته ونوراني شده بود از حكيمان دفاع مىكرد ونسبت به آنان تعصب مىورزيد واز سخن حكيمان ، أنوار حكمت به قلب أو راه مىيافت ، امّا گويى هر كسى را بهر كارى ساختند « 2 » . شهرزورى در توضيح برهان « ترس » مىگويد : شيخ الهى ، سهروردى اين برهان را به دليل اين كه سپر در خارج موجود است وهر كنارى از آن محاذى كنارى از عالم است وبه تعبير ديگر ، اين برهان بر واقعيت مبتنى است نه بر فرض ذهني قابل انكار ، بر ساير براهين ترجيح داده است .
--> ( 1 ) . واين نمونهء ديگرى است از استمداد از طبيعيات براي اثبات مسائل الهيات . ( 2 ) . شهرزورى در متن به اين حديث تمسك جسته است : « كل ميسّر لما خلق له » .