شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 30

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

3 - مقوّمات ماهيت جسم . در مورد أصل اثبات جسم ، از آن جهت كه محسوس است وحس بر آن دلالت دارد ، عقل را بىنياز از اقامهء برهان بر اثبات آن دانسته است . البتة حس جز سطح آشكار ورنگ جسم را در نمىيابد ، به عبارت ديگر ، ما حسّى كه ذات وجوهر جسم را بشناسد ، نداريم وفقط ظواهر را كه اعراض‌اند در مىيابيم واز همين نوع ادراك حسى ، عقل به ضرورت به اين حقيقت پى مىبرد كه چون اعراض جسماني فقط قائم به جسم‌اند ، پس جسم هست وديگر نيازى به اقامهء برهان نيست ودر واقع جسم از جهت ذات ، معقول است واز حيث اعراض وسطوح ، محسوس ، وبه اين لحاظ است كه مىتوان گفت جسم ، محسوس صرف نيست . در تعريف جسم ، دو نظر را نقل كرده وتوضيح داده است : يكى تعريف أرسطو كه آن را جوهري دانسته است كه ممكن است در آن ابعاد سه‌گانه‌اى فرض كرد كه در يك نقطهء مشترك به صورت زواياى قائمه ، يكديگر را قطع كنند ، وتعريف ديگر از حكماى قبل از أرسطو است كه جسم را به « طويل عريض عميق » تعريف كرده‌اند . شهرزورى پس از ذكر اشكالاتى كه بر آنها وارد شده ، خود ، رأى سهروردى را به عنوان نظر سوم ، مبنى بر اينكه جسم قائم بذات ومقصود به اشارهء حسى واز محسوسات قابل مشاهده است ، پذيرفته وبر آن است كه نيازى به درازگويى نيست . در مورد ذاتيات ومقوّمات ماهيت جسم نيز به سه نظر اشاره مىكند : 1 - متكلمان برآنند كه جسم ، مركب است از اجزاى تجزيه‌ناپذير وهمين اجزاى لا يتجزى يا جوهر فرد ، ذاتيات ومقوّم ماهيت جسم‌اند . 2 - مشائيان بر اين عقيده‌اند كه جسم ، مركب است از هيولى وصورت كه ذاتي جسم ومقوّم ماهيت آن هستند . 3 - سهروردى معتقد است كه جسم همان مقدار قابل امتدادات سه‌گانه است وبسيط است . اين نظر ، مورد قبول شهرزورى واقع شده است .