شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 27

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

شهرزورى گرچه در فهرست اجمالي كه ذكر كرده ، گفته است : قسم ششم نظر در نباتات وقسم هفتم نظر در حيوانات وقسم هشتم نظر در نفس ناطقهء انساني است ، امّا در عمل در متن كتاب با اين استدلال كه پس از بحث از نفس ومباحث شريف متعلق به آن ، أو را دريغ آمده است كه مباحث حيوان را ذكر كند ، بحث از حيوانات را به صورت يك فصل در آخر كتاب ، پس از مباحث نفس ناطقه آورده است ودر واقع ، كتاب نفس را به سه قسم عمده تقسيم كرده است : 1 - نفس نباتى ؛ 2 - نفس حيواني ؛ نفس ناطقهء انساني . ولذا به جاى بحث از نباتات به نفس نباتى وبه جاى بحث از حيوانات به نفس حيواني وپس از آن به نفس ناطقهء انساني پرداخته است وبحث از حيوانات را تحت عنوان « فصل پنجم در اخلاق حيوانات وغرائب افعال آنها » ، در آخر قسم هشتم كه در نفس ناطقهء انساني است ، آورده است ؛ خود در اين باره چنين مىگويد : عادت جارى قدما اين بوده است كه بحث از اخلاق حيوانات را به دنبال بحث از حيوان مىآورده‌اند ، اما ما اين شيوه را تغيير داديم ، چون نپسنديديم كه بحث از براهين واقناعيات در باب تجرّد نفس وأمور ذوقي عالي ولطيف مربوط به آن را با مبحثى از نوع اين كه مثلا أسب وشير وفيل چه مىكنند ، قطع كنيم ؛ به اين لحاظ بحث از اخلاق حيوانات را در آخر علم طبيعي قرار داديم كه پس از آن ، بحث علمي ديگرى نمىآيد « 1 » . در توجيه وتبيين آوردن اين فصل كه در اخلاق حيوانات است ، دو فائده مورد نظر أو بوده است : 1 - از آنجا كه فيلسوف بايد از تمامى أعيان موجودات بحث كند ومباحث موضوع اين فصل نيز جزئي از آن است ، پس اين موضوع بايد مورد بحث قرار مىگرفت واز اين طريق ، نفس به بسيارى از اسرار طبيعي نهفته در حيوانات

--> ( 1 ) . همين اثر ، ص 493 : « وقد جرت عادة القدماء بذكر هذا الفصل عقيب البحث عن الحيوان ؛ ونحن غيّرنا الترتيب ونقلناه عن موضعه إلى هذا الموضع ؛ لأنّا ما أعجبنا أن نقطع تتالي البراهين والإقناعات والأمور الذوقية بذكر أنّ الفرس خلقه كذا ؛ وأنّ الأسد والفيل يصنع كذا ؛ بل وضعناه في آخر العلم الطبيعي فلا يأتي بعده بحث علمي . »