شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 21
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
كرده است « 1 » واحتمالا اين رساله همان است كه مرحوم دكتر محمّد معين در فرهنگ معين از آن به عنوان الرموز والأمثال اللاهوتية في الأنوار المجردة الملكوتية نام برده وگفته است كه شيخ علىّ بن محمّد ، مشهور به « مصنفك » ( متوفاى 871 ه ) آن را شرح كرده است وعمر رضا كحاله نيز از آن در معجم المؤلفين ، ج 11 ، ص 320 با همين نام ونيز از التنقيحات في شرح التلويحات أو ياد كرده است . وى همچنين در طبيعيات به اثر ديگر خود در باب نفس اشاره كرده است « 2 » . شهرزورى در فصل آخر طبيعيات ، ضمن توضيح دربارهء ما هي « زامور » گفته است : « من اين نوع ما هي را در أنطاكية در عين الحلوه ديدهام » « 3 » ونيز در همان فصل ، ذيل شرح ما هي « بلاميذ » گفته است : « در صينوب ( سينوپ ) شنيدم ما هي بلاميذ از خليج قسطنطنيه به صينوب مىآيد واز آنجا به نواحي درابوزان ( طرابوزان ) مىرود » « 4 » . از اين دو روايت بر مىآيد كه وى در تركيه أقامت ويا رفت وآمد داشته است . همچنين معلوم مىشود كه به عنوان يك فيلسوف متأله در تحقيقات خود ، علاوة بر كشف وشهود ، به مشاهده وتجربه وجمعآورى اطلاعات اهتمام مىورزيده است . طبيعيات عام وخاص چنانكه مشهور است ومىدانيم ، حكما به ملاحظهء حدود دامنهء شمول مسائل بخش الهيات ، آن را دو قسم كردهاند : الهيات عام يا به تعبيرى الهيات بالمعنى الأعم كه در آن مسائل عام وشامل همهء اقسام « موجود » بما هو موجود مطرح مىشود ، مثل وحدت وكثرت ، حدوث وقدم ، عليت ومعلوليت وأمثال اينها ؛ والهيات خاص يا الهيات بالمعنى الأخص كه مشتمل است بر مسائل خاص بارى
--> ( 1 ) . كتاب حاضر ، قسم اوّل ، فصل هشتم ، ص 153 : « ولعلّك تظفر ببعض رسائلنا التي نعملها في هذا الفنّ ، إن شاء الله تعالى » . البتة از اين عبارت برمىآيد كه در زمان نوشتن اين بخش از كتاب الشجرة الإلهية ، هنوز آن رساله را به پايان نرسانده بوده ، بلكه در حال نوشتن آن بوده است . ( 2 ) . كتاب حاضر ، قسم هشتم ، أواخر فصل سوم ، ص 467 . ( 3 ) . كتاب حاضر ، ص 551 . ( 4 ) . كتاب حاضر ، ص 550 .