شمس الدين الشهرزوري
مقدمه 42
رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية
مشكل كه چگونه خونجى كه در حين تأليف بيان الحق زنده نبوده است از آن نقل كرده ، دشوار است ؛ مگر اين كه احتمال داده شود كه ارموى اين كتاب را در زمان حيات خونجى نوشته بوده وبعد از مرگ أو مجددا بر آن نظر افكنده وچيزى بر آن افزوده كه امر مرسومى بوده است واز طرفي شهرزورى هم از خونجى مطالبى برگرفته ونقل كرده است چنان كه از ارموى . دبيران كاتبى بنا به نقل حاجى خليفه در كشف الظنون ، شرحي بر كشف الأسرار خونجى نوشته است وچنان كه در جاى جاى متن نشان دادهام ، به نظر مىآيد كه شهرزورى از شمسيه دبيران كاتبى استفاده كرده است . بدون توجه به تاريخ وفات اين بزرگان ، بلكه با عنايت به شيخوخيت علمي آنان ، شايد بتوان چنين ترتيبي براي بزرگانى كه شهرزورى از آنان نام برده ، يا استفاده كرده است ، ذكر كرد : 1 - فارابى . 2 - ابن سينا . 3 - أبو البركات بغدادي . 4 - امام محمد غزالى . 5 - مجد الدين جيلى . 6 - شيخ اشراق ، سهروردى . 7 - فخر رازي . 8 - كشّى . 9 - أثير الدين أبهرى . 10 - خواجة نصير الدين طوسي . 11 - أرموى . 12 - خونجى . 13 - كاتبى . نكتهء مهم اين است كه با وجود اهميت شهرزورى ووجود ارتباط علمي بين دانشمندان عصر ، هيچيك از آنان از أو نامى نبردهاند وحتى غير از خواجة نصير الدين طوسي ، كسى از آنان از شيخ اشراق نيز كه أستاذ معنوي شهرزورى است ذكرى نكرده است ، واين خود مطلب قابل تحقيق است . بخش منطق الشجرة الإلهية ، به صورت يك كتاب درسى متداول تهيه وتنظيم نشده است ، بلكه با توجه به كيفيت طرح مسائل وطرح پرسش وپاسخ وبيان احتجاجات علمي ، مىتوان ادعى كرد كه يك كتاب منطقي استدلالي در سطح عالي است ويكى از نكات مهم آن ، ذكر أغلب مسائل وفروعات است . شهرزورى بر خلاف أكثر معاصران خود به موجزنويسى روى نياورده وبه عكس - حتى در تمام مواردى كه مطلبي را از ديگران نقل كرده - به شرح و