شمس الدين الشهرزوري

مقدمه 43

رسائل الشجرة الإلهية في علوم الحقائق الربانية

تفصيل مطالب پرداخته است وبحق مىتوان أو را يك شارح بزرگ منطق دانست . يكى از مسائل قابل توجه در اين رساله تقدم وتأخر مباحث يا اختلافى است كه شهرزورى با بسيارى از منطق‌نويسان معاصر خود در انتخاب جايگاه مباحث دارد ؛ چه ذكر مطالب در مواضع خلاف سنت رايج ، در اثر أو كم نيست والبتة نشان آن است كه أو يك مقلد محض نيست بلكه صاحب مبنا ومكتب است . شهرزورى در اين اثر ، أغلب نظر ديگران را نقل به معنا كرده وبندرت عين عبارت را آورده است . نظري اجمالي به محتواى رسالهء دوم : منطق الشجرة الإلهية ، مثل أكثر كتب منطقي قرن هفتم هجرى ، دو بخشي است ودر يك مقدمه ودو قسم تنظيم شده است . مقدمه در سه فصل است : فصل أول ، كه بسيار مختصر است ، در واقع توضيحي است بر سبب نامگذارى كتاب به الشجرة الإلهية . در اين اثر ، علم حكمت الهى به درخت تشبيه شده است . درخت حكمت به مثل ، داراى ريشه ، تنه وشاخه است . به لحاظ تعليم وتعلّم ، علوم زبان وأدب همچون ريشهء آن شجرهء الهى ، ومنطق تنهء آن ، وحكمت الهى به مانند شاخه ، بر آن ريشه وتنه روييده است . أمّا به لحاظ حقيقت وواقعيت خارجي ، موضوع به عكس است يعنى واجب الوجود كه حكمت الهى ، علم معرفت اوست ، أصل وريشه است وهمه بر أو قائمند . در اين تشبيه وتمثيل ، شهرزورى جايگاه والايى براي علوم لغت وزبان قائل شده است ودر عين حال از اين تشبيه ، رابطه عميقى بين منطق وزبان‌شناسى برقرار مىگردد كه شايستهء مطالعه وبررسى است . فصل دوم كه چيستى منطق ، جهت نياز به آن ، طرح كلى مباحث منطقي وپيوستگى اجزاى آن بيكديگر در آن به روشنى تبيين شده است ، به حقيقت ، توضيحي است بر چرايى دو بخشي بودن منطق :