ابن الصوفي النسابة
74
المجدي في أنساب الطالبيين
با اينهمه اصالت انتساب به قبائل ومبنائى كه خليفهء ثاني تقسيم عطايا را بر آن نهاده بود في الجملة معتبر شمرده مىشد ، واز اين روى پاىبندى اعراب مسلمان به حفظ نسب خود در سياست ودر زندگى اجتماعي آنان عامل مؤثّرى محسوب مىگشت . از سوى ديگر برخى از مسلمانان عرب وغير عرب به علّت وجود علائق وروابطى ميان آنها با بعضي مسلمين منسوب بقبايل معروف ومحتشم عرب خود را مولاي آن قبايل مىناميدند ، بدين توضيح كه از قديم الايّام اعراب يا در جنگ وجدالها وغارتهاى قبيلهاى ومحلّى كه پيش از اسلام ويا أوائل آن ( كه از مشاهير اين وقايع ومجادلات به ايّام العرب تعبير مىشود ) بدان معتاد بودند ، گاه قبيلهء غالب افرادى وخصوصا پسران جوانى را از قبيلهء مغلوب ، به صورت أسير وغنيمت جنگى با خود مىآوردند ، ويا بدون جنگ وغارت با دام گسترى آنها را مىربودند . اگر اين اسرا يا ربودهشدگان كس وكار دلسوز وتوانگرى داشتند دير يا زود در قبال پرداخت فديه يا مزاياى ديگرى آزاد ويا مبادله مىشدند وبسوى قبيلهء خود باز مىگشتند . بسيار هم اتّفاق مىافتاد كه آن أسيران يا سبب فقر بستگانشان يا به خاطر آنكه با أسير در ميان قبيلهء فاتح به صورت نا مطلوب وفاتحانهاى رفتار نمىشد
--> على النبيّ صلّى اللّه عليه وآله : إنّ اللّه اختصّنا بالكرامة ، وانتجبنا للولاية ، وآثرنا بالخلافة ، وأنا عبد من عبيد اللّه ، وخازن من خزّان اللّه على مقاليد الأرض ، فإذا شاء لعبد برزق أمرني فأعطيته ، وإذا حرم عبدا أجرى ذلك على يدي ! ! ! ج 3 ص 53 نثر الدرّ آبي .