ابن الصوفي النسابة
118
المجدي في أنساب الطالبيين
باين عبارت رسيدم كه « . . . وهو المقتول بالطفّ ، وهذه زيادة صحيحة قرأت في ولد الحسن عليه السّلام لصلبه على والدي أبي الغنائم محمّد بن علي بن محمّد بن محمّد ابن أحمد بن علي بن محمّد الصوفي العمري النسّابة نسّابة البصريّين ، عند قراءتي عليه ، وهي القراءة الثانية عليه سنة خمس وثلاثين وأربعمائة وأمضاه لي . . . » . با مشاهدهء كلمات « الصوفي العمري » يك باره همان خاطرات كودكى وصحنهاى كه دربارهء رفع شبههاى كه مرحوم پدرم از من فرموده بود در نظر مجسّم شد ، ولى از آنجا كه نمىدانستم پدر محترم مؤلّف معظّم « المجدى » نيز بهمين نسبت « عمري » و « صوفي » مشهور بوده است ، فكر كردم شايد اين كتابي است كه آن را نوهء « صاحب المجدى » كه لابد پسر أبى الغنائم بوده ، وأبى الغنائم پسر أبى الحسن العمرى الصوفي « صاحب المجدى » است ! ! ! فرآهم آورده است . امّا فكر قاصر وخاطر فاتر وحافظهء منكسرم ره بجائى نمىبرد ، آن روز تا آنجا كه چشمم يارى كرد كتاب را تصفّح ، واز چند صفحهء مختلف عبارات وقسمتهايى را رونويس كردم ، وچون وقت ادارى كتابخانه نيز به پايان رسيده بود ، ومىبايست در آخر وقت ادارى ضمن تحويل كتابها به كتابدار باو اعلام كنم كه آيا باز هم نيازمند مطالعهء آن كتابها هستم ، تا آنها را در محفظهء مخصوص كه در همان أطاق بصورت گاو صندوق بزرگى قرار داشت نگهدارى كنند ، يا اينكه ديگر نيازى بآن ندارم ، تا آن را بمخزن اصلى بازگردانند ، از كتابدار خواستم كه فقط همين « كتاب في الأنساب قديم » را براي من نگهدارد كه روز دوشنبه براي مطالعهء آن بازگردم ، وديگر كتب را بمخزن اعاده كند .