ابن الكلبي

55

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

كرده است ، و مورخان بزرگ ، از قبيل محمد پسر سعد در طبقات ، و احمد بلاذرى در فتوح البلدان ، بكرات از او مطالبي نقل كرده‌اند . عباس مانند پدر و جد خويش در شناسايى انساب عرب جاهلى و وقايع و ايام ايشان تبحر و تخصص داشته و « اخبارى » به شمار مىآمده است . ارتباط هشام با دربار عباسيان علم تاريخ همواره تحت تأثير سياست واقع شده ، و از آن جمله در عصر اموى و عباسي اين دانش متصل به سياست و وسيلهء تبليغ و دعوت بوده است . در زمان امويان بعضى از « اخباريون » براى خوشامد بنى أمية و تقرب به ايشان اخبارى در فضيلت عثمان بر « على » وضع كردند و مقاصد و خواسته‌هاى امويه را در آنها گنجانيدند . در عصر عباسيان ، مورخان جهت نزديكى به دستگاه خلافت ، اخبارى در مثالب و معايب و مظالم بنى أمية نقل مىكردند و نظر آنان را به روايات و گفته‌هاى خود جلب مىنمودند . طبرى در تاريخ خود از محمد بن عمر بن حفص روايت كرده است كه گفت : « هشام كلبى دوست من بود و با يكديگر ملاقات و گفتگو مىكرديم و داستان مىخوانديم و شعر مىگفتيم ، و او را سخت در حال فلاكت مىديدم و با لباسهاى كهنه بر استر لاغرى سوار مىشد ، و بيچارگى و نادارى در او و استرش آشكار بود . ناگهان يك روز به او برخوردم ، او را ديدم سوار بر استرى سرخ فام از