ابن الكلبي

54

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

خواهيم گفت كه آنچه هشام را از هيثم [ 28 ] بيم مىداد با شهرتى كه هيثم در وضع اخبار و روايات و ساختن دستانها و داستانها داشت ، اين بود كه هشام مىترسيد دربارهء او خبري جعل كند كه او را در ميان گذشتگان و آيندگان بدنام و رسوا سازد . قديمترين مأخذ دربارهء هشام قديمترين مأخذى كه دربارهء پسر كلبى در دست ماست ، كتاب الطبقات الكبرى [ 29 ] مىباشد . اين كتاب انباشته از گفتارهاى منقول از پسر كلبى است ، مؤلف كتاب مذكور در مجلد ششم ، در ذيل ترجمهء محمد پسر سائب پدر هشام مىگويد : « أخبرني بذلك كله ابنه هشام بن محمد بن السائب ، و كان عالما بالنسب و أحاديث العرب و ايامهم . » عباس پسر هشام كلبى براى ما روشن نيست كه هشام كلبى چند فرزند داشته است . هيچيك از ارباب سير و تواريخ در اين باره چيزى ننوشته‌اند ، همينقدر مىدانيم كه او را پسرى به نام « عباس » بوده كه از پدرش حديث و خبر نقل

--> [ 28 ] ابو عبد الله هيثم پسر عدى ثعلبى از دانايان انساب و اخبار و اشعار و مثالب و مناقب عرب جاهلى است . ياقوت در معجم الأدباء از قول كنيز هيثم مىنويسد : آقاى من همه شب ( از شام تا بامداد ) نماز مىگزارد و چون صبح فرا مىرسد ( از بامداد تا شام ) دروغ مىگويد . به گفتهء ابن نديم ، در نسبش طعنه‌هايى مىزدند . در سال 207 يا 209 هجري وفات يافت . ابن نديم تأليفات او را در الفهرست برشمرده است . [ 29 ] الطبقات الكبرى ، 6 / 59 - 358 .