ابن الكلبي

46

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

عتيقى ما را خبر داد از يوسف پسر احمد صيدلاني ، از محمد پسر عمرو عقيلي ، از عبد الله احمد كه گفت پدرم را شنيدم كه مىگفت : « هشام پسر محمد سائب كلبى ، كسى است كه حديث از او نقل بشود ؟ وى نسب‌دان ، و افسانه‌گو است ، گمان نمىكنم كه احدى از او حديث نقل كند . » [ 15 ] و از اينروست كه « ذهبى » در طبقات الحفاظ و صاحب شذرات الذهب - في اخبار من ذهب به نقل از صاحب العبر به نص صريح گفته‌اند كه پسر كلبى « متروك الحديث » است ، يعنى به حديثي كه او روايت كرده نبايد وقع نهاد ، و ليكن اين هر دو اعتراف دارند كه او حافظى اخبارى ، و علامه‌اى بنام بوده است . [ 16 ] اين نكته قبلا ياد آورى شد كه اهل سنت و جماعت محدثين شيعى مذهب را غير ثقه مىدانند ، همانگونه كه بعض علماى شيعه حديثي را كه در سلسلهء رواتش سنى مذهبي باشد ، ضعيف و عليل مىشمارند ، مگر آنكه از طريق ديگر صحت آن حديث بر ايشان محرز گردد . با اين همه يحيى پسر معين ، بنابر آنچه پسر معتز از حسن پسر عليل عنزي نقل كرده است ، هشام را نيك مىستود . در اينجا ما نمىخواهيم هشام كلبى را از جهت نقل حديث مورد نقد قرار دهيم و او را ثقه يا غير ثقه معرفى كنيم زيرا بحث ما پيرامون كتاب الأصنام مىباشد نه شخصيت او از نظر نقل حديث ، و محدث بودن ، و آنچه خارج از اين بحث سخن به ميان آمد ، و به ميان آيد ،

--> [ 15 ] اين گفته مشابه گفتهء احمد بن حنبل دربارهء هشام است كه شرح آن بيامد . [ 16 ] عبارت صاحب شذرات الذهب دربارهء هشام اينست : « هشام بن محمد بن السائب الكلبي الاخبارى ، النسابة ، صاحب كتاب الجمهرة النسب ، و مصنفاته تزيد على مائة و خمسين تصنيفا في التاريخ و الاخبار و كان حافظا ، علامة الا انه متروك الحديث فيه رفض روى عن أبيه و عن مجالدين سعيد و غيرهما قاله في العبر . »