ابن الكلبي
47
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
صرفا براى معرفى او و نقل گفتهء موافق و مخالف در پيرامون شخصيت علمي اين دانشمند بوده و خواهد بود . آنچه مسلم است هشام كلبى از بزرگان علماى إسلام و مهين دانشمندى است كه تمدن إسلامي در گرد آوردن و مدون ساختن بسيارى از اخبار پراكنده و آثار از دست رفته ، و در تدوين بسى از معلومات تاريخى و جغرافيايى كه اكنون در دسترس ماست ، به دو افتخار مىنمايد . و اينجاست كه فضل و برترى او در همهء آنچه به زحمت بدست آورده و به رنج و كوشش زياد فراهم نموده است نمودار و نظر گير مىشود . معلوم نيست چگونه اهل حديث بر جرح هشام اجماع نمودهاند . در صورتي كه وى در نقل اخبار بسيار كنجكاو و با احتياط بود و أصلي را كه خود در اين فن پىريزى كرده و به اين عبارت از آن تعبير مىكند : « اسناد در خبر بمثابهء پيرايه و طراز است در جامه » ، گواه بر اين مدعا است . « ياقوت » پس از نقل اين عبارت ، چنان كه گويى اين درجه از احتياط را ضرور نمىبيند ، مىگويد : « و اما من همواره از همه چيز ، ساده و بىپيرايهء آن را دوست دارم ! » شادروان احمد زكى پاشا ، در مقدمهء مبسوط و محققانهء خود بر كتاب الأصنام مىنويسد : ما پسر كلبى را در روزگارى كه تمدن إسلامي به پايان آن ميدان فراخ و جولانگاه دور و درازش رسيده ، و آن آوازهء بلند و نام جاويدانش را بدست آورده بود ، از اركان جنبش خاور زمين ، و استوانههاى استوار علم و دانش ، و از سران و سروران فرهنگ و عرفان مىشماريم . و ناگفته نمىگذاريم كه مورخ يا