ابن الكلبي

39

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

خلافت به بحث و فحص و كسب علم و افاضه و استفاضه اشتغال جويد و با علماء و أدباء و اخباريون و نسابه‌هاى مقيم بغداد آشنا گردد و ضمنا خود را به خليفه و رجال دربار خلافت نزديك كند تا از اين نزديكى فوايد مادى و معنوى بيشترى عائد او گردد . در عصر هشام ، توجه مردم - و خاصه اهل علم و ارباب حكم - به تأليف و تدوين كتب مغازي و سير و احوال عرب جاهلى معطوف شده بود ، و ديگر بيم از اينكه تازيان دوباره به عهد جاهلى برگردند و بتان قبيله‌اى خود را مورد پرستش قرار بدهند ، از بين رفته بود ، از اين رو دانشمندان إسلامي در صدد برآمدند دربارهء دورهء جاهلى به تحقيق و تتبع بپردازند و اطلاعاتى را كه سينه به سينه از نحوهء زندگى اجتماعى و پرستش بتان عرب جاهلى به مردم قرن دوم هجري رسيده بود ، و همچنين أشعاري را كه هنوز از شعراى عصر جاهلى در أفواه سائر و جارى بود ، جمع آورند . محمد پسر سائب ، پدر هشام - چنان كه قبلا گذشت - از جمله دانايان انساب و وقايع و ايام عرب بود ، و در زمان خويش در اين باره به دانشجويان و طالبان و محققان اطلاعاتى مىداد و نسب شناسى و نسب دانى را از نظر علمي و بحث و پژوهش ترويج و تدريس مىكرد . هشام با استعداد فراوان و حافظهء عجيب خويش هر چه پدر در اين باره مىدانست فرا گرفت بعلاوه ، از دانشمندان ديگر زمان خود اطلاعاتى كسب كرد و در نتيجه در علم انساب و تاريخ عرب جاهلى دانشمندى ممتاز و بنام شد . هشام از ابو مخنف ، و عوانة پسر حكم ، كه آن دو نيز از نسابه‌هاى معروف زمان خويش ، و با محمد پدر هشام نيز همزمان بودند اطلاعاتى كسب كرد و از آنها رواياتي دارد . هشام ، به گفتهء خود ، از پدرش و از خراش پسر إسماعيل عجلى نسب