ابن الكلبي

40

كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )

ربيعه را آموخت ، و در نسب دانى و نسب شناسى و وقايع و مثالب و ايام عرب گام بر گام پدر نهاد و همى خواست آنچه را كه پدرش جمع كرده است تكميل كند ، و آنچه را از اين راه بدست آورد ، تدوين و تصنيف نمود ، و مورخان و صاحبان مغازي و سير متقدم و متأخر نوشته‌ها و تأليفات هشام كلبى را اقتباس كردند . هر چند امروز بيشتر آثار و مؤلفات پسر كلبى از بين رفته است ، اما نويسندگان متقدم و متأخر خوشبختانه دسترسى به آنها پيدا كرده‌اند و بسيارى از مطالب و اطلاعاتى را كه او جمع آورى كرده بود ، نقل نموده‌اند . هشام در بغداد با غالب رجال علم و ادب زمان خود آشنائى پيدا كرد و از محضر آنها استفاده نموده ، به آنها متقابلا اطلاعات مفيد داده است . از آن ميانه در بغداد با ابو عبد الله محمد پسر عمر واقدى متوفى به سال 207 كه او نيز « اخبارى » و صاحب مغازي و سير بود ، آشنائى و رفت و آمد پيدا كرد و از يكديگر استفاده و استفاضه مىكردند . محمد پسر سعد كاتب واقدى نيز با هشام معاشرت و مجالست داشته و از او خبر گرفته و از گفته‌ها و نوشته‌هايش استفاده كرده است . هر كس كتاب الطبقات الكبرى را مطالعه كند تأثير هشام را بر محمد بن سعد در مىيابد . اتخاذ روش بحث و تحقيق دربارهء عرب جاهلى كه چندان مورد پسند محدثين و متشرعين نبود ، سبب شد تا معاصرين وى او را هدف تير تهمت و طعن و طنز قرار دهند و با اينكه طرفدارانى سرشار از حميت داشت كه از او دفاع مىكردند ، مع ذلك ديگران در صدد بر آمدند دامانش را به بدترين تهمتها بيالايند و تأليفاتش را فاقد نقد و دقت كافى جلوه دهند و اخبارش را غير موثق بشمارند و حتى او را به كذب متهم ساختند . تحقيقات جديد صحت بيشتر اقوالى را كه نسابهء مذكور در دير