ابن الكلبي
109
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
و از اين جهت است كه نشنيدهام در هيچيك از اشعار آنان يادى از « رئام » ، و نيز از « نسر » شده باشد ، و نه هم به نام آن دو نامگذارى كرده باشند . و [ ناگفته نماند كه ] عرب از اشعار شعراى خويش جز آنچه اندكى پيش از إسلام سروده شده است ، حفظ نكرده و نگاه نداشته است . ابو منذر هشام گويد : دربارهء « رئام » بتنهايى شعرى نشنيدهام ، ولى دربارهء ديگران شنيدهام . اين است أصنام پنجگانهاى كه قوم نوح مىپرستيدند ، و خداى ( - عز و جل - ) در كتاب خويش كه بر پيامبر ( - عليه السلام - ) نازل فرموده ، از آنها ياد كرده است : قال نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي وَ اتَّبَعُوا من لَمْ يَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلّا خَساراً . وَ مَكَرُوا مَكْراً كُبّاراً . وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا يَغُوثَ وَ يَعُوقَ وَ نَسْراً وَ قَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ لا تَزِدِ الظّالِمِينَ إِلّا ضَلالًا 71 : 21 - 24 [ 12 ] . « پس چون « عمرو » پسر « لحى » آنچه گفتيم بكرد ، عرب بپرستش بتان پرداخت و بتان را سرپا ساخت . [ « منات » ] و قديمترين بتى را كه عرب پرستيد ، « منات » بود . و عرب به نام وى « عبد منات » ، و « زيد منات » نامگذارى كرد .
--> [ ( ) ] ( يعنى : هان ، اى كسى كه خبر مرگ رادمردى بخشنده را مىدهى ! كيست آن مرد منسوب به دودمان فهر كه ما را از مرگش خبر مىدهى ؟ ) پس گفت : نعيت ابن جدعان بن عمرو أخا الندى * و ذا الحسب القدموس و المنصب القصر ! جود و بخشش خورده و داراى حسبي ديرينه و منسبى بى مانند مىباشد . ) و اين در بسى گشاده است ( يعنى : مطلب در اين باب زياد است ) . بنگريد به كتاب الحيوان ، جلد ششم ، صفحهء 61 . [ 12 ] قرآن كريم ، 71 / 24 - 21 .