ابن الكلبي
103
كتاب الأصنام ( تنكيس الأصنام )
بود ، حج و عمره بجا مىآوردند . [ 5 ] سپس رفته رفته اين عمل آنان را به پرستش آنچه دوست داشتند ( و مىپسنديدند ) كشانيد و فراموش كردند آنچه را كه بر آن بودند ، و دين « ابراهيم » و « إسماعيل » را دگرگون ساختند . و بتان را پرستيدند و بازگشتند به آنچه امتهاى پيش از ايشان بر آن بودند . و بتهايى را كه قوم « نوح » ( - عليه السلام - ) آنها را مىپرستيدند و بنابر يادگارهائى كه دهان به دهان از قوم نوح به آنان رسيده بود ( از آن آگاهى داشتند ) از زير خاك بر آوردند . و با وجود اين در ميان ايشان بقايائى از ( رسوم ) دورهء « ابراهيم » و « إسماعيل » باقى مانده بود كه از آن پيروى مىكردند ، از قبيل : تعظيم و طواف « كعبه » و حج و عمره و وقوف بر « عرفه » ، و « مزدلفه » ، و قرباني شتران ، و إهلال [ به هنگام ] حج و عمره - با افزودن چيزهايى در آن كه از آن نبود . چنان كه قبيلهء « نزار » هنگام « تلبيه » مىگفت : « لبيك اللهم لبيك ! لبيك ! لا شريك لك ، الا شريك هو لك تملكه و ما ملك ! » و خدا را در ضمن « تلبيه » ، يگانه مىشمردند ، ولى شريك مىكردند با او خدايان خود را ، و خدايان خويش را ملك خداى ( يگانه ) قرار مىدادند . خداى ( - عز و جل - ) به پيامبرش ( - صلى الله عليه و سلم - )
--> [ 5 ] بغدادى و آلوسى اين روايت را چنين ثبت كردهاند : « على ارث أبيهم إسماعيل من تعظيم الكعبة و الحج و الأعمار » و ترجمهء آن ، اين است : « بنابر ارثى كه در بزرگداشت كعبه و حج و عمره از پدرشان إسماعيل برده بودند . »