ملا أحمد النراقي

65

رسائل ومسائل ( فارسي )

طايفه ء دوّم : زروانيّه ، وايشان سه صنفند : صنف اوّل : زروان اعظم كه نور است ، در مطلبى شك از براى او حاصل شد ، و از آن شك شيطان حادث گرديد . وصنف دوّم : مىگويند كه زروان اشخاص روحانيّين خلق كرد ، و به جهتى در خلق آنها متفكَّر شده و از آن فكرت شيطان حادث شد و اين دو صنف مىگويند : بعد از حدوث شيطان چون در موقف حضور زروان ايستاد ، زروان ملاحظه ء او را نمود مملوّ از خباثت وشرارت و فساد است ، واو را از نزد خود راند ، واو آمده بر دنيا مستولى شد . صنف سوّم : مىگويند : با زروان اعظم امرى ردىّ از فكرت ردىّ با عفونت رديّه از قديم بود ، و آن منشأ حدوث شيطان شد ، پيش از آن دنيا از همه ء شرور وآفات خالى بود ، و اهل آن در خير محض ونعيم خالص بود ، بعد از حدوث شيطان فتنه وآفات در آنجا پيدا شد ، پس شيطان به حيله آسمان را شكافته بالا رفت با لشكر خود ، وبناى محاربه با نور گذاشت ، و سه هزار سال محاربه كرد وظفر نيافت ، عاقبت به توسّط ملائكه مصالحه شد كه شيطان با لشكرش نه هزار سال در اين عالم باشند ، پس به جاى اصلى خود عود كند ، وشيطان شرط كرد كه زروان آن را از افعال رديّه منع نكند ، وزروان صلاح را در مصالحه وتحمّل ديد و تا انقضاى اين مدّت مردم در بلا ومحنت خواهند بود . طايفه ء سوّم : زردشتيّه اند ، و اين زردشت از قرارى كه شهرستانى در ملل ونحل بيان كرده در زمان سلطنت گشتاسب بود ، و پدر او از اهل آذربايجان و مادر او از اهل رى بود ، واو نيز قائل به نور وظلمت بود ، و چند وجه از او منقول است ، يكى از آنها اين كه نور اصل است ووجود حقيقى دارد ، ووجود او وجود است ، وامّا ظلمت مانند سايه اى است از نور وتابع آن است در وجود ، وچنان پندارد كه موجود نيست . فرقه ء دوّم : ثنويّه اند ، وايشان گمان مىكنند كه نور وظلمت هر دو ازلى وقديمند ، و اينها نيز چند طايفه اند . طايفه ء اوّلى : مانويّه ، اصحاب مانى حكيم كه در زمان شاپور بن اردشير هم رسيد ، بعد