ملا أحمد النراقي

66

رسائل ومسائل ( فارسي )

از زمان حضرت عيسى ودينى قرار داد متوسط ميان مجوسيّت ونصرانيّت ، و به نبوّت عيسى قائل بود و موسى را منكر بود ، واو عالم را مصنوع از دو اصل قديم مىداند ، يكى نور و ديگرى ظلمت ، مىگويند : وجود چيزى بدون اصل قديم نمىتواند شد ، ومىگويند : اين دو اصل از اوّل قادر وحسّاس وسميع وبصير بودند ، و ليكن در صورت و فعل وتدبير مثل يكديگر نبودند . پس نور جوهرى است نيكو وفاضل وكريم وصافى پاكيزه وخوشبو ونيك منظر و صاحب نفس كريمه ء حليمه ء نافعه ء عالمه ، و فعل او خير وصلاح و نفع وشادى و ترتيب ونظام واتّفاق ، و در جهت فوق از براى او ارضى است نورانى ازلى غير متناهى از جهت فوق لطيف ، و پنج جنس از او در اين عالم است ، چهار به جاى بدن است ، و آن روشنايى و آتش و آب وباد است ، و يكى به جاى روح است و آن نسيم است . وظلمت جوهرى است قبيح وناقص ولئيم وكدر وخبيث ومتعفّن وزشت منظر ، صاحب نفس شريره ء لئيمه . . ضارّه ء جاهله ، و فعل او شرّ و فساد و ضرر وغم و تغيير واختلاف ، و در جهت تحت از براى آن ارضى است ظلمانى كثيف غير متناهى از جهت تحت ، و از براى آن اجناس وابدان است ، و روح آنها دخان است ، پس مىگويد : نظر به انتهاى عالم نور وابتداء عالم ظلمت اجزاء ظلمانيّه با نورانيّه ممزوج شدند . و در سبب مزج ، وجوهى گفته اند ، از آن جمله آن كه چون ميان عالم نور وظلمت بود بعضى از اجزاى نوريّه در آن فرجه داخل شده و با ظلمت مخلوط ، ونور خواست تا اجزاى خود را مستخلص سازد اجزاى بسيارى از آن اسير ظلمت شد ، و به اين جهت مدّتى محاربه بين ايشان قائم بود ، و چون نور الأنوار امزاج آنها را ديد خواست تا نور ممزوج به ظلمت را صافى نمايد ملكى از ملائكه را امر فرمود تا اين عالم را بر هيئت امتزاج واختلاط انسان خلق كرد تا ابدان نوريّه را از ابدان ظلمانيّه مستخلص سازد ، و خورشيد و ماه وكواكب را به اين جهت آفريد ، و آنها را متحرّك ساخت ، و زمين را از گوشت ابدان مختلطه آفريد ، وكوهها را از استخوانهاى آنها ، وآسمان را از پوست آنها ، و درياها را از خون آنها ، و همه ء اجزاء ممتزجه را در اين عالم محصور كرد ، و در دور عالم در خارج فلك عالم خندقى قرار داد ، وامر كرد اجزاى اين عالم را به نقل و