ملا أحمد النراقي

64

رسائل ومسائل ( فارسي )

نمىتواند شد ، پس بايد ديگرى نيز باشد كه منشأ اين آثار بوده باشد ، و آن را ظلمت واهرمن نامند . و اصل قائلين به نور وظلمت دو فرقه اند ، و هر فرقه نيز چند طايفه اند ، يك فرقه كسانى هستند كه نور را قديم وظلمت را حادث مىدانند ، و يك فرقه ء ديگر كسانى هستند كه هر دو را قديم مىدانند . وامّا فرقه ء اولى كه نور را قديم وظلمت را حادث مىدانند مجوسند كه به دو اصل قائل شده اند : نور وظلمت ومىگويند : هر دو اصل قديم ازلى نيستند ، بلكه نور ازلى است وظلمت حادث ، و اينها چند طايفه اند كه در سبب حدوث ظلمت اختلاف دارند . طايفه اولى ، كيومرثيّه ، مىگويند : نور كه يزدان است ازلى وقديم بود ، و در نزد خود به اين فكر افتاد كه اگر وقتى منازعى از براى او ظاهر شود چگونه خواهد شد ؟ و چون اين فكر ردى بود ومناسب طبيعت نور نبود باعث حدوث ظلمت شد ، پس ظلمت از اين فكر حادث شد واهرمن ناميده شد ، و به عبارت ديگر شيطان ، ومطبوع به رشته ء فتنه و ضرر واضرار . پس بر نور كه يزدان است خروج كرد ومخالفت كرد با او طبعاً وقولًا ( 1 ) ، وعاقبت ميان لشكر نور ولشكر ظلمت محاربه واقع شد ، ملائكه ميان افتادند وبناى مصالحه گذاردند به اين نحو كه هفت هزار سال عالم سفلى متعلَّق به اهرمن باشد ، بعد از هفت هزار سال او را خالى نموده وتسليم سلطان نور نمايد ، پس اهرمن هر كه را پيش از صلح در عالم سفلى بود هلاك كرد ، وابتدا مردى را كشت كه او را كيومرث نام بود ، وگاوى را كشت ، و در مكانى كه مرد افتاد گياهى روييد ، و از بيخ آن گياه مرد وزنى به هم رسيدند ، و انسان از آنها متولَّد شد ، و در مكانى كه گاو افتاد گياهى روييد ، و از بيخ آن حيواناتى ديگر ظاهر شدند . پس يزدان ارواح انسانيّه را مخيّر گردانيد ميان آن كه ايشان را از مجاورت اهرمن به عالم اعلى ببرد ، يا ايشان را به جسد انسانى داخل نموده با اهرمن جنگ كنند ، ايشان شقّ اخير را انتخاب كرده ، و بعد از غلبه ء ايشان بر لشكر اهرمن قيامت كبرى خواهد شد .

--> ( 1 ) در ملل ونحل « فعلًا » به جاى « قولًا » .