ملا أحمد النراقي
23
رسائل ومسائل ( فارسي )
حضرت امير المؤمنين ( عليه السّلام ) قصّه خوانى را ديد كه در مسجد قصّه مىخواند ، تازيانه بر او زد واو را از مسجد بيرون كرد . و در بعضى كتب معتبره مروى است از امام محمّد تقى ( عليه السّلام ) كه آن حضرت نقل فرموده از حضرت پيغمبر ( صلَّى الله عليه وآله ) كه آن حضرت فرمود : ياد كردن على بن ابى طالب عبادت است ، و از علامات منافق آن است كه از ياد كردن او متنفّر مىشود ، و اختيار مىكند شنيدن قصّه هاى دروغ وافسانه هاى گبران را . و ليكن در دلالت اين سه بر حرمت هر قصّه خوانى واستماع آن در نظر حقير تأمّل است . امّا دليل اوّل به جهت آن كه دروغ گفتن غير از حكايت دروغ است ، ودروغ گفتن آن است كه شخص خود خبر از چيزى بدهد كه در واقع خلاف آن باشد ، وحكايت دروغ عبارت از آن است كه كسى نسبت بدهد دروغى را به كسى و بگويد : فلان كس ، يا در فلان كتاب چنان نقل نموده وچنين خبر داده ، و يا از كتابى اين دروغ را بخواند ، و در اين صورت آن شخص نسبت دهنده هر گاه نسبت او واقعيّت داشته باشد دروغى نگفته خواهد بود ، خصوص هر گاه سامع هم علم به كذب آن حكايت داشته باشد ، و خواندن كتابهاى افسانه وقصص مثل كتاب حمزه از قبيل ثانى است ، بلى هر گاه آن شخص گوينده خود اين خبر دروغ را بدهد بدون اين كه نسبت به غيرى بدهد ، ظاهر آن است كه خود دروغ گفته باشد و حرام باشد ، خصوص هر گاه كذب آن هم بر سامع مشتبه باشد ، يا اين كه نداند كه اين شخص اين حكايت را از جانب ديگرى مىكند . وامّا دليل دوّم : پس حرمت مطلق لغو هنوز معلوم نيست ، اگر چه در لغو وسخنان بيهوده گفتن مطلقاً كراهت شديده است ، وتضييع سرمايه ء عمر عزيز است كه از هر ساعت بلكه هر دقيقه ء از آن مىتوان تحصيل سلطنت ابديّه نمود ، و از هر لحظه ء از آن درهاى اقليم سعادت دائميّه بر روى خود گشود . خداى تعالى مىفرمايد : * ( قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ . . والَّذِينَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ ) * . ( 1 )
--> ( 1 ) سوره مؤمنون آيه 1 .