الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
64
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
2 - مردى از بنى اسد گويد شخصى از على عليه السلام پرسيد به من خبر ده كه چگونه ذو القرنين توانست بمشرق و مغرب برسد ؟ فرمود خدا ابر را براى او مسخر كرد و وسائل براى او فراهم كرد و روشنى به دو بخشيد و شب و روز براى او برابر بود 3 - اصبغ بن نباته گويد امير المؤمنين بالاى منبر بود كه ابن كوّاء خدمت او بر پا خاست و عرض كرد يا امير المؤمنين مرا از ذو القرنين خبر ده ، پيغمبر بود يا پادشاه بود ؟ و بفرما كه دو قرنش چه بود طلا بود يا نقره ؟ فرمود نه پيغمبر بود نه پادشاه بود و نه دو قرنش طلا بود و نه نقره ولى بنده خدا بود خدا را دوست داشت و خدا هم او را دوست داشت براى خدا خير انديش بود و خدا هم او را خير خواه بود و همانا ذو القرنينش گفتند براى آنكه قوم خود را به حق دعوت كرد ضربتى بيك طرف سرش زدند و زمانى از آنها پنهان شد و نزد آنها برگشت و به سمت ديگر سرش ضربتى رسيد و در شما هم مانند او هست . 4 - جابر بن عبد الله انصارى گويد شنيدم رسول خدا ( ص ) مىفرمود بدرستى كه ذو القرنين يك بنده شايسته اى بود كه خدا او را حجت بر بندگانش ساخت و قوم خود را بسوى خدا دعوت كرد و بتقوى دستور