الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

45

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

امام هشتم گريست و فرمود اى خزاعى راست گفتى و چون به اين شعرش رسيد كه : 3 - چون خونى را كه بناحق از آنها ريخته شده طلب كنند به طرف دشمنان خود دراز كنند دستهائى را كه بىساز و برك است و تيركمانى با خود ندارند و بسته است در اينجا امام هشتم دست خود را زير و رو كرد و فرمود آرى به خدا دستهاى ما بسته است و چون به اين شعر خود رسيد 4 - بتحقيق من در دنيا و روزگار كوشش خود ترسان بودم و براستى اميدوارم پس از مردن در امان باشم حضرت رضا به او فرمود خدايت در روز ترس بزرك ايمن دارد و چون به اين گفته خود رسيد كه 5 - و يك قبرى در بغداد از آن نفس پاكى است كه خداوند بخشاينده آن را در ضمن در غرفه‌هاى بهشت مقرر داشته حضرت رضا فرمود در اينجا دو بيت بقصيده ات ميفزايم كه بوسيله آنها بكمال رسد ؟ عرض كردم چرا يا ابن رسول الله ( ص ) آن حضرت فرمود : 6 - و قبريست در طوس كه چه مصيبت بزرگى دارد ، كه درون را با شعله‌هاى سوزان آتش مىزند 7 - تا روز قيامت تا آنگاه كه خدا برانگيزد قائم را ، آنكه هر اندوه و گرفتارى را از دل ماها بزدايد دعبل عرض كرد يا ابن رسول الله ، اين قبرى كه در طوس است از آن كيست ؟ حضرت رضا فرمود قبر من است شبها و روزها سپرى نشوند تا آنكه طوس محل رفت و آمد