الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
144
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
پروردگارشان آنها را شب و روز در گرفته ، عرضكردم كى يا ابن رسول الله اين مطلب خواهد بود ؟ فرمود وقتى نشانههاى زير پديدار گرديد 1 - مردمى كه بهره اى ندارند و خدا و رسولش از آنها بيزار است ميان شما و كعبه مقدسه حائل گردند 2 - سرخى در آسمان پديد شود و در آن ستونهائى سيمين كه از نور بدرخشد به چشم خورد 3 - از سرزمين ارمنستان و آذربايجان شروسى بشورش برخيزد و قصد كوه سياهى كه بكوه سرخ در آن سمت رى چسبيده است داشته باشد همان كوهى كه پهلوى كوهاى طالقان است و ميان او و مروزى نبرد سختى در گيرد كه كودكان در آن پير شوند و بزرگسالان در آن زمينگير گردند و كشتار ميان آنها پديدار گردد ؛ در اين هنگامه انتظار داشته باشيد كه به سمت زوراء بيرون رود و در آن چندان نماند كه بماهان روبرو گردد و بوسط عراق برسد و يك سال يا كمتر در آن بماند و به سمت كوفه حركت كند و ميان آنها جنگى شود كه از نجف تا حيره و غرى را فراگيرد نبردى سخت باشد كه عقلها را بربايد در در اين موقع هر دو دسته نابود شوند و خدا باقيماندگان آنها را درو كند ، سپس اين آيه را تلاوت كرد ( در سوره يونس آيه 24 ) گرفت آن را امر ما شبى يا روزى و آن را درويده نموديم كه گويا از ديروز گذشته وجودى نداشته ، عرضكردم يا ابن رسول الله امر چيست ؟ فرمود ما امر خدا و قشون او هستيم ، عرضكردم اى آقاى من اى پسر رسول خدا وقت رسيده و هنگامه دميده و شكافته است 24 - ابو نعيم انصارى زيدى گويد من در مكه بودم و با جمعى از مقصره كه محمودى و علائى كلينى و ابو هاشم دينارى و ابو جعفر احول همدانى در حدود سى مرد بودند در نزد مستجار كنار خانه كعبه نشسته بوديم ؛ در ميان اين جمع به نظر من جز محمد بن قاسم عقيلى مخلص موجود نداشت ، در اين ميان