الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

64

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

شما قصيده‌اى سروده‌ام و سوگند ياد كرده‌ام كه آن را پيش از شما بر احدى نخوانم . فرمود : برخوان ، و او نيز چنين خواند : مدارس آياتى كه از تلاوت تهى شده ، و منزل وحيى كه عرصه‌هاى آن به بيابانهاى بىآب و علف مبدّل شده است . و چون به اين بيت رسيد : مىبينم غنائمى كه حقّ آنهاست در ميان غير آنها تقسيم شده و دستان آنها از غنائم خودشان خالى شده است . امام رضا عليه السّلام گريست و فرمود : اى خزاعىّ ! راست گفتى . و چون به اين بيت رسيد : چون خونخواهى كنند دستانشان را كه از ساز و برگ تهى است به طرف دشمنانشان دراز كنند . امام رضا عليه السّلام دستهاى خود را زير و رو كرد و فرمود : آرى به خدا سوگند دستهاى ما تهى و بسته است . و چون به اين بيت رسيد : من در دنيا و ايّام تلاشم ترسان بودم و اميدوارم كه پس از وفاتم در امان باشم .