الشيخ الصدوق ( مترجم : پهلوان )

مقدمة المترجم 11

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )

شيخ صدوق عليه الرحمه در كتاب كمال الدين از اين اعتقاد اصيل اماميه سخن مى گويد وطبعا درستى آن به مانند درستى تمامى كتابهاى آسمانى و آيات قرآنى و احاديث معصومين عليهم السلام است و اگر كسى منكر اين اعتقاد باشد منكر انبياء الهى وپيامبر اكرم صلى الله عليه وآله و سلم و ائمه طاهرين عليهم السلام گرديده است ودانشمندان اسلامى در درستى احاديثى كه وفق اصول مسلم دين ومذهب وارد شده است مناقشه روا نمى دارند و ذكر سند را در موضوع معتقدات حقه وادعيهء با مضامين عاليه از باب تيمن وتبرك مى دانند . جهت ديگرى كه در ارزش واعتبار كتاب كمال الدين دخيل است شأن و منزلت وعدالت و وثاقت وجايگاه ويژه نويسندهء آن است به گونه اى كه شايد هيچ يك از علماى بزرگوار اسلام در اين جهات به پايهء وى نرسند وهمانگونه كه پيشتر گفتيم اصحاب اماميه كلام او و پدرش را مانند نص منقول وخبر مأثور مى دانند ( بحار 5 / 405 ) و وثاقت او را امرى ضرورى مانند وثاقت ابوذر و سلمان مى شمارند ( مستدرك 3 / 525 ) و گروه كثيرى از علماى اماميه همچون علامهء حلى وشهيد اول ومحقق داماد مراسيل وى را محكوم به صحبت مى دانند و مى گويند مراسيل صدوق كمتر از مراسيل ابن أبى عمير نيست ( روضات 6 / 133 ) . با اين اوصاف نه تنها احاديث مرسلهء صدوق بلكه اخبارى از او كه در سلسلهء اسناد آنها رجال مجهول وناشناخته اى هم موجود باشد ، صحيح ومعتبر خواهد بود . ديگر آنكه بسيارى از محدثان شيعى اعتبار و ارزشى خاص براى كمال الدين قائل بوده اند و بسيارى از احاديث آن را در كتابهاى خود نقل كرده وبدان استناد جسته اند . اگر كتاب كمال الدين كتابى نامعتبر بود اين چنين مورد اقبال و توجه دانشمندان شيعى قرار نمى گرفت . علامهء مجلسى در صدر منابع ومآخذ خود در بحار الانوار از كتب شيخ صدوق نام برده و در ضمن آنها را از اين كتاب نام مى برد ( 1 / 6 ) نيز بسيارى از روايات كما الدين را در كتابش نقل كرده است ( رك : بحار الانوار / 51 و 52 و 53 ) مولا محسن فيض كاشانى نيز از اين كتاب به اجلال ياد مىكند ورواياتى از آن را در كتاب ارزشمند خود نوادر الاخبار نقل كرده است ( 209 تا 305 ) . شيخ حر عاملى در اثبات الهداة وميرزاى نورى در كشف الاستار والنجم الثاقب وبسيارى ديگر از دانشمندان ومحدثان شيعى به ديدهء احترام بدين كتاب مى نگريستند و به احاديث آن استناد كرده اند . بخش ديگرى از كتاب كمال الدين كه متضمن اخبار معمرين وحكايات و