الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
270
الخصال ( فارسي )
ترجمهء ( 1060 ) هفت هزار سال قبل از آفرينش آدم بر ساق عرش نوشته شده - سهيل بن غزوان بصرى گفته : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىگفت : زنى از پريان كه نام وى عفراء بود پيوسته نزد پيامبر ( ص ) آمدى و سخنهاى او را شنيدى و نزد نيكان از پريان رفتى و ايشان را به اسلام خواندى و آنان به دست او مسلمان مىشدند ، اتفاقا روزى چند نيامد ، پيامبر از فرخ سروش جوياى حال او شد . گفت به ديدن يكى از خواهران دينى خود رفته ، پيامبر گفت : خوشا به كسانى كه در راه خدا با يك ديگر دوستى كنند ، در بهشت ستونى از ياقوت سرخ است كه بر فراز آن هفتاد هزار كاخ ساخته شده و در هر كاخى هفتاد هزار خانه است ، خدا آنها را براى كسانى ساخته كه در راه خدا با يك ديگر دوستى ورزند . چون عفراء نزد پيامبر آمد از وى پرسيد چه ديدى ؟ گفت : شگفتيهاى بسيار ديدم ، شگفت تر از همه اين بود كه ديو را ديدم در درياى سبز بر سنگى سفيد نشسته بود و دستهاى خود به آسمان برداشته و مىگفت : خدايا چون سوگند خود را پايان رساندى و مرا به دوزخ افكندى ترا به محمد و على و فاطمه و حسن و حسين سوگند مىدهم كه مرا از آن رهايى دهى . گفتم : اى ديو اين نامها چيست ؟ كه خداى را بدانها خواندى ؟ . گفت : من هفت هزار سال قبل از آنكه خدا آدم را بيافريند آنها را بر ساق عرش نوشته يافتم و دانستم كه گرامىترين آفريدگان نزد خدايند . پيامبر گفت : هر گاه همهء روى زمين خداى را بدانها سوگند دهند خواهش ايشان را برآورد .