الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

271

الخصال ( فارسي )

ترجمهء ( 1061 ) كسى كه روايت كرده خدا دوازده هزار عالم دارد - امام صادق ( ع ) گفته : دوازده هزار عالم است ، كه هر يكى از آنها از هفت سپهر و هفت زمين خدا كلانتر است ، و هيچ يكى از آن عوالم ندانند كه خدا جز عالم ايشان عالمى دارد و من حجت بر همهء ايشان هستم . ترجمهء ( 1062 ) اصحاب پيامبر ( ص ) دوازده هزار تن بودند - امام صادق ( ع ) گفته : ياران پيامبر ( ص ) دوازده هزار تن بودند هشت هزار از مدينه و دو هزار از مكه و دو هزار از آزادگان كفار كه اسلام آورده بودند ، در ميان ايشان نه جبرى بود نه مرجئى و نه از خوارج و نه معتزلى و نه از اصحاب رأى ، همه شب و روز مىگريستند و مىگفتند : خدايا جان ما را بستان قبل از آنكه نان جوى هم خورده باشيم . ترجمهء ( 1063 ) نورى كه پيش از آفرينش آدم نزد خدا بود - ابو الجارود به سند خود از رسول اكرم روايت كرده كه مىگفت : من و على نورى بوديم نزد خدا پيش از آفرينش آدم به چهار هزار سال ، چون خدا آدم را بيافريد آن را در صلب آدم نهاد و آن را پيوسته از صلبى به صلبى نقل داد تا آن را در صلب عبد المطلب نهاد ، سپس آن را از صلب وى بيرون آورد و دو پاره ساخت ، پاره‌يى از آن را در صلب عبد اللَّه پدر محمد نهاد و پارهء ديگر را در صلب ابى طالب پدر على نهاد ، نتيجه على از من است و من از على هستم ، گوشت او گوشت من است و خون او خون من . آنكه مرا دوست داشته باشد دوستى من دوستى اوست . و آنكه وى را دشمن داشته باشد مرا دشمن داشته .