الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

22

الخصال ( فارسي )

ترجمهء باب منشهاى دهگانه ( 822 ) پيامبر ( ص ) را ده نام است - جابر پور عبد الله گفته : پيامبر گفته : من از همه به آدم مانندتر هستم و ابراهيم از همهء مردم به من در صورت و سيرت مانندتر است . خدا از زير عرش خويش مرا به ده نام ناميد و چگونگى مرا نشان داد و بر زبان هر پيامبرى كه به گروه مردم مىفرستاد ، مژدهء آمدن مرا داده ، در تورات نام مرا بياورده و آوازهء مرا در ميان پيروان تورات و انجيل گسترده گردانيد ، نامهء خويش را به من فرا آموخت و مرا به آسمان خود برد و از نامهاى خويشتن براى من نامى برگرفته بنهاد ، او را نام محمود است ، و مرا محمد خواند ، و در بهترين سده‌ها مرا براى پيروان خويش برانگيخت ، مرا در تورات احيد ناميده و آن از توحيد و يگانگىست ، به توحيد خدا ، تن پيروان مرا به دوزخ حرام ساخته . مرا در انجيل احمد ناميده ، من در ميان آسمانيان محمود هستم و پيروان مرا حامدان گفته ، نام مرا در زبور ماح شمرده . خدا به ميانجى من بتپرستى را از روى زمين براندازد و مرا در قرآن محمد خوانده من در روز رستاخيز در فصل داورى محمود خوانده شدم . جز من كسى شفاعت نكند در روز رستاخيز مرا حاشر ناميده است ، همهء مردمان بواسطهء من برانگيخته گردند . مرا در محل موقف ناميده است . من مردمان را نزد خدا به پاى دارم ، مرا عاقب ناميده ، من آخرين همهء پيامبران هستم ، پس از من پيامبرى نيايد . مرا پيامبر آمرزش و پيامبر توبه و پيامبر جنگجوى ساخته و مقتفى خوانده كه در پس همهء پيامبران آمدم و من قيم و كامل و جامع هشتم ، خداى من بر من منت نهاد و گفت : اى محمد آمرزش من بر تو باد ، هر پيامبرى را به زبان پيروان وى فرستادم ، اما ترا به همهء مردمان جهان از سرخ و سياه بفرستادم و با بيمى و رعبى كه كسى را بدان يارى نكردم ترا مددكارى كردم . غنيمت كه قبل از تو بر كسى حلال نكرده بودم بر تو حلال كردم و گنجى از گنجهاى عرش خود را كه فاتحة الكتاب و خاتمهء سورهء بقره است به تو و پيروان تو دادم و نام ترا با نام خود نزديك ساختم ، كسى از پيروان تو نام مرا نبرد جز آنكه نام ترا با نام من ياد كند . اى محمد شاد زيند و شادزى پيروان تو . امام محمد باقر گفته : پيامبر خدا ده نام دارد كه پنج از آنها در قرآن كريم آمده است و پنج از آنها در آن نيست . اما آن پنج كه در قرآن است : محمد ، احمد ، عبد الله ، ياسين ، نون است . و آن پنج كه در آن نيست : فاتح ، خاتم ، كافى و مقفى و حاشر است .