الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
213
الخصال ( فارسي )
نادانىست ، دريافت است كه ضد آن كودنىست ، پارسايىست كه ضد آن پرده دريست ، خرسنديست كه ضد آن خواهش است ، نرمىست كه ضد آن درشتىست ، بيم است كه ضد آن سركشىست ، افتادگىست كه ضد آن خودپسنديست ، آرامىست كه ضد آن شتاب است ، بردباريست كه ضد آن سبكىست ، خاموشىست كه ضد آن ياوه سرايىست ، سر فرود آريست كه ضد آن كبرورزيدن است . ترجمهء ( 1021 ) و گذشت است كه ضد آن كينهتوزيست ، مهر است كه ضد آن سختدلىست ، يقين است كه ضد آن شك است ، شكيبايىست كه ضد آن بىتابىست ، بخشودن گناه است كه ضد آن انتقامجويىست ، بىنيازيست كه ضد آن نيازمنديست ، تفكر است كه ضد آن پرتىست ، حفظ است كه ضد آن فراموشىست ، مهرورزيست كه ضد آن بىمهريست . خرسنديست كه ضد آن آزمنديست ، همراهىست كه ضد آن دريغ است ،