الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )
127
الخصال ( فارسي )
ترجمهء ( 959 ) بيست و سه منش پسنديده از امام على بن الحسين - امام محمد باقر ( ع ) گفته : على بن الحسين هر شبانه روزى هزار ركعت نماز مىگزارد چنان كه على بن ابى طالب پانصد خرما بن داشت ، پاى هر يك از آنها نماز مىگزارد . هنگام نماز بسيار فروتن و بيمناك مىايستاد و گويا آخرين نمازگزارى وى بود . روزى نماز گزارد بالا پوش وى از دوشش افتاد پس از نماز بر دوش خود نهاد ، يكى از ياران وى از اين خضوع در نماز پرسيد گفت : آنكه برابر بزرگى ايستاده باشد بايد با كمال خلوص و تواضع بايستد . آن كس پرسيد بنا بر اين كار ما چگونه خواهد بود ؟ گفت : نماز نافله نقصان آنها را تكميل مىكند . در شبهاى تار از نقد و كالا در سراى تهى دستان بردى در حالى كه خود را از ايشان پوشيدى تا شرمنده نگردند . چون درگذشت آنان كه سرا از او سودمند مىشدند ديدند آن مرسوم شبانه قطع شد بعدها دريافتند كه آرنده على بن الحسين بود . چون مردهء وى را مىشستند ديدند سر زانوى وى مانند زانوى اشتر شده از بس كه انبان خوراك نهانى برمىداشت و به در سراهاى مردمان مىرسانيد . روزى پوشش خزى داشت ، درويشى آن را از او گرفت ، در زمستان جامههاى خز پوشيدى و در تابستان آن را مىفروخت و با نقد آن تصدق در راه خدا دادى . روزى در جشن عرفه ديد گروهى دريوزگى مىكنند ايشان را منع كرد و گفت : از غير از