الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )
مقدمه 30
الخصال ( فارسي )
يافته ما را از هر تعريف و توصيفى در بارهء ايشان بىنياز مىسازد كسى كه امام عليه السّلام به او كلمات شيخ من و معتمد من و فقيه من خطاب ميفرمايد و در باره اش دعا مىفرمايد كه خداوند او را به آنچه رضاى او در آن است موفق بدارد و به او فرزندان صالح عنايت فرمايد و مخصوصا جمله اى كه متضمّن دعاى فرزند است بسيار جالب است زيرا با توجّه برواياتى كه در بارهء فرزند صالح رسيده است و اينكه چون فرزند آدم بميرد پروندهء عملش در دنيا راكد و بايگانى مىشود مگر از سه ناحية كه يكى از آنها فرزند صالح است و خيرات و بركات دعا و استغفارى كه فرزند از براى پدر مىكند پس از مرگ پدر نيز ضميمهء پروندهء اعمال او ميگردد چون شيخ ما را فرزندى نشده بود و از طرفى سنّش در حدودى بود كه عادتا در آن اوان انعقاد نطفة مشكل مينمود چنانچه خداوند از زبان همسر حضرت ابراهيم نقل ميفرمايد * ( أَ أَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهذا بَعْلِي شَيْخاً ) * پيرى شيخ صدوق و نازائى همسرش كه دختر محمّد بن موسى بن بابويه و عموزادهء وى بود مجموعا نهال يأس و نااميدى را در دل او كاشته بود تا آنجا كه در زمان غيبت صغرى بسفراء حضرت ولى عصر متوسل ميشده و استدعا ميكرده كه حاجت او را به خدمت حضرتش عرضه بدارند از اين رو امام حسن عسگرى عليه السّلام نيز به اين خواسته باطنى اين مرد بزرگوار توجّه خاصى مبذول و دعاى مزبور را در باره اش فرمودند على بن بابويه بواسطهء مقام معنوى همواره مورد عنايت اولياء حق بوده است : شيخ در كتاب ( الغيبة ) از عده اى نقل مىكند كه حسين بن على بن بابويه گفت سالى پدرم ميخواست بحجّ برود نامه اى به خدمت شيخ ابو القاسم حسين بن روح نايب خاص امام زمان نوشت و از او اجازه خواست در جوابى كه از ناحيهء حسين بن روح رسيد مرقوم شده بود امسال بحجّ مرو پدرم دوباره معروض داشت كه نذر واجب بر ذمّة دارم باز ميتوانم بحجّ نروم ؟ جواب آمد اگر ناچار بايد به روى پس با آخرين قافله حركت كن و پدرم امتثال كرد و با آخرين قافله بحجّ رفت و از قضا چنين شد كه قافلههاى پيشين همگى گرفتار و اهل قافله كشته شدند و پدرم كه در آخرين قافله بود جان بسلامت برد . ( ولادت صدوق ) شخصيّت و نبوغ شيخ ما را بسيارى از عوامل عادى و غير عادى تشكيل ميدهد كه شايد يكى از مهمّترين اسباب غير عادى آن همان باشد كه بسبب دعاء امام عليه السّلام متولَّد شده است و حضرتش نسبت بشايستگى و توفيق و فقاهت و بركتش عنايتى مخصوص در دعا داشته است :