الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )

مقدمه 31

الخصال ( فارسي )

شيخ طوسى و شيخ ابو العباس نجاشى و خود صدوق رحمة الله عليهم اجمعين روايت كرده‌اند كه پدر صدوق به خدمت نايب خاصّ حضرت ولى عصر عج كه در بغداد بود نامه اى نوشت و در نامه تقاضا كرده بود كه از حضرت امام زمان استدعا كند كه دعائى بكند تا مگر خداوند فرزندى به او عنايت فرمايد . و نيز هنگامى كه خودش ببغداد آمد و به خدمت شيخ ابو القاسم روحى و نوبختى كه سفيران حضرت بودند رسيد شفاها تقاضا كرد كه خواسته اش را بعرض برسانند و نيز از محمّد بن على الاسود تقاضا كرد كه به نوبختى يادآورى نمايد كه عرض حاجت را فراموش نكند و خوشبختانه پاسخ همهء تقاضاها مثبت بود و با عبارات مختلف به اولاد صالح بشارت ميدادند در بعضى از جوابها فرمودند : كه تو را از همسر قبلى فرزندى نخواهد شد ولى در آيندهء نزديكى مالك كنيزى از اهل ديلم ميشوى كه دو فرزند فقيه از او تو را روزى خواهد شد ( انك لا ترزق من هذه و ستملك جارية ديلميّة ترزق منها ولدين فقيهين ) و در بعض ديگر است كه : ما در بارهء تقاضاى تو دعا كرديم و به همين زودى دو پسر نيكو تو را روزى خواهد شد . ( قد دعونا لك بذلك و سترزق ولدين ذكرين خيّرين ) و در بعضى ديگر است كه براى او فرزند مباركى متولد خواهد شد كه خداوند بدين وسيله به او نفع خواهد رسانيد و پس از او نيز فرزندان ديگر متولد خواهد شد ( انّه سيولد له ولد مبارك ينفعه الله به و بعده اولاد . . . ) و به اين كيفيت شيخ بزرگوار پدر صدوق ( رضي الله عنه ) بآرزوى ديرين خود نائل آمد و خداوند فرزندانى به او عنايت فرمود اوّلين فرزندش از همان كنيزى بود كه امام عليه السّلام به او وعده داده بود بنام محمد بن على الصدوق ره و شايد انتخاب نام محمد براى اوّلين فرزندش اشاره اى باشد به همين موهبت و اينكه او ببركت دعاى امام عصر عج متولد شده است و تاريخ تولد بسال 305 بود كه سال وفات سمرى نايب خاصّ امام و اوّلين سال سفارت حسين بن روح رضوان الله عليهم اجمعين بود و بنا بگفتهء بعضى سال 306 بوده است . و همانطور كه وجود طبيعى شيخ صدوق ببركت دعاى امام عليه السّلام بوده است يقينا دعاى مستجاب آن حضرت در تكوين شخصيّت روحى و معنوى او نيز تأثير بسزائى داشته است و لذا بيشتر افرادى كه با امتيازات روحى شيخ آشنا بودند همهء آن امتيازات را از اثر دعاى معصوم ميدانستند . ابن سورة ميگويد ( هر وقت ابو جعفر و ابو عبد الله الحسين دو فرزندان على بن الحسين چيزى روايت