مرتضى مطهري

90

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نه از لات و عزّى برآورد گرد كه تورات و انجيل منسوخ كرد خدايت ثنا گفت و تبجيل كرد زمين بوس قدر تو جبريل كرد بلند آسمان پيش قدرت خجل تو مخلوق و آدم هنوز آب و گل تو اصل وجود آمدى از نخست دگر هرچه موجود شد فرع توست ندانم كدامين سخن گويمت كه والاترى زانچه من گويمت تو را عزّ لولاك تمكين بس است ثناى تو طه و يس بس است چه وصفت كند سعدى ناتمام عليك الصلوةاى نبى ، السلام ايضاً سعدى ( قصايد فارسى ) : چندين هزار سكهء پيغمبرى زدند اول به نام آدم و آخر به مصطفى الهامش از جليل و پيامش ز جبرئيل رايش نه از طبيعت و نطقش نه از هوا در نعت او زبان فصاحت كه را رسد ؟ خود پيش آفتاب چه پرتو دهد سُها ؟ دانى كه در بيان اذَا الشَّمْسُ كُوّرَتْ معنى چه گفته‌اند بزرگان پارسا ؟ يعنى وجود خواجه سر از خاك بر كند خورشيد و ماه را نبود آن زمان ضيا اى برترين مقام ملائك بر آسمان با منصب تو زيرترين پايهء عَلا