مرتضى مطهري

399

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

در پاورقى راجع به مزامله مىگويد : مأخوذ من قولهم : زامله اى صار عديله على البعير و المحمل فكان هو فى جانب و صاحبه فى الجانب الآخر ، فهما سيّان عدلان لايستقيم و لايثبت احدهما الَّا بوجود الآخر و لايستقر المحمل الَّا بتوازنهما و تساويهما فى الاثقال و الازواد و غير ذلك . و فى المصدر * ( ( الاختصاص ) ) * ص 24 : المزايلة و هو تصحيف . البته در اين حديث ، قسمت * ( « ان الناس فى هدنة نناكحهم . . . » كه ظاهراً مقدمه است براى * ( « حتى اذا قام القائم جائت المزاملة . . . » تناسبش چندان روشن نيست ، مگر اينكه مقصود اين باشد : فعلًا مردمى كه اين طور نيستند به حسب ظاهر مسلمانند اما به حسب روح و معنى و حقيقت مسلمان نيستند . 33 . آنچه در صفحهء 386 بيان شد راجع به حديث * ( من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية ) * و اينكه معرفت امام زمان ، خود سه مرحله دارد و مرحلهء سوم شناخت اوست به برنامهء خاص زمان خودش و شناخت حضرت حجة بن الحسن به اين است كه رسالت و مأموريت و نقش تاريخى اصيل و عظيمش شناخته شود تا تشيع كه به معنى مأموميت و پيروى است معنى پيدا كند ، اين مطلب بايد مقدمه اى براى همهء مطالبى كه از صفحهء 382 ( نمرهء 27 ) به اين طرف به طور پراكنده گفته‌ايم ، واقع شود . 34 . تمام فلسفهء اجتماعى اسلام ( به تعبير ديگر نظر اسلام دربارهء جامعهء ايده آل و انسان ايده آل ) را در باب حكومت ، اقتصاد ، اخلاق ، تربيت ، عمران ، بهداشت ، جهاد و جنگ ، انسان و طبيعت ، اصل تضاد ميان نيروهاى درونى و هم اصل تضاد ميان طبقات انسانى و اينكه پايان اين تضادها نفى همهء تضادهاست بدون آنكه حركت متوقف شود ( بر خلاف سوسياليسم به اصطلاح علمى كه از طرفى به نفى تضاد