مرتضى مطهري

395

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نكنيد كه كار دنيا همين است كه جريان دارد و با همين بايد ساخت و تا آخر دنيا وضع همين است و آرزوى اينكه حق و حقيقت روزى حاكم مطلق بشود يك آرزوى اتوپيك و برج عاجى است خير ، يك حقيقت است . لهذا به احدى گفته نشده به صورت يك وعدهء شخصى كه در عمر تو تحقق مىيابد منتظر باش تا شخص را بلاتكليف انتظار بگذارند ، بلكه گفته شده كه نهايت مبارزه هاى حق و باطل اين است ، پس شما از نظر حصول فرج در پايان كار نااميد نباشيد و ضمناً گفته شده است كه آرزو هم بكنيد . آرزو طبعاً آمادگى ايجاد مىكند ، زيرا آرزوى شركت در يك برنامهء بزرگ است كه فقط افراد زبده مىتوانند شركت كنند . از اين نظر انتظار فرج انسان را به صورت سربازى در مىآورد كه مطمئن است فرضاً خودش از ميان برود ، ايده اش و هدفش قطعاً در آينده پيروز است و به فرزندان مىگويد ممكن است ما روز پيروزى را درك نكنيم ولى چنين روزى هست و خوشا به حال كسى كه چنين روزى را درك مىكند ، بر خلاف كسى كه از پيروزى ايده اش هم نااميد است . لهذا انتظار عبادت است وظيفهء ما 31 . سؤال مهمى پيش مىآيد و آن اينكه وظيفهء ما در اين عصر كه عصر غيبت است چيست ؟ آيا وظيفهء ما انتظار است و بس ؟ گفتيم خير ، انتظار وظيفهء ما هست ولى وظيفهء ما انتظار نيست . اين سؤال به دو سؤال منحل مىشود : يكى اينكه اساساً با توجه به انتظار چنين انقلاب عظيمى ، آيا ما جز كارى كه انقلاب را تسريع كند وظيفه داريم يا نه ( 1 ) ؟ و نظر به اينكه اين انقلاب آنگاه رخ مىدهد كه فساد كامل شده باشد ، پس وظيفهء ما تكميل فساد است ( هم فال و

--> ( 1 ) رجوع شود به ورقه هاى يادداشت مهدى موعود - انتظار فرج