مرتضى مطهري
393
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
مسئلهء انتظار ( 1 ) 30 . مسئله اى كه اينجا پس از بيانات گذشته لازم است طرح شود اين است كه پس از آنكه اين ايده را فى حد ذاته شناختيم كه يك ايدهء انسانى مترقى عالى عمومى است مبرّا از جنبه هاى ارتجاعى ، نژادى ، عقده اى و كينه اى ، تنبلى و پس از آنكه آرمانهاى بزرگ اسلام را در اين ايده منعكس ديديم و آن را آيينهء تمام نماى اسلام شناختيم و از اين آيينه ، اسلام را ديديم و شناختيم و مهمتر اينكه پس از آنكه خودمان از ايدهء مهدويت ايده گرفتيم چه تكليف و چه وظيفه اى داريم ؟ انتظار ؟ همان كه درباره اش گفتهاند : اشدّ من الاحتضار ؟ يعنى چشم به در بودن ؟ و به قول سعدى : فرق است ميان آن كه يارش در بر - با آن كه دو چشم انتظارش بر در . همان انتظارى كه شعرا توصيف كردهاند كه معشوقى به عاشق خود وعده اى مىدهد احياناً مبهم و بدون تعيين دقيق وقت و عاشق بيچاره چشم به انتظار مىنشيند و هر دقيقه برايش ساعتى است ، احياناً نگران وعده خلافى معشوق و دغدغهء اينكه نكند با عاشق خسته دل ديگرى در همان وقتِ وعدهء ملاقات مشغول معاشقه و سرگرم است و اين عاشق منتظر را مچل كرده است . اين كه حالت بدى است ، وقت تلف كن و دردناك و اشدّ من الاحتضار است . اين حالت حالتى است كه در وقتى هم كه انسان احياناً ناچار مىشود ، مانند كسى كه منتظر مسافر عزيزى هست ، بايد خود را به چيزى مشغول كند كه از حالت انتظار خارج شود ، زيرا دو عيب دارد : يكى اينكه خودش حالتى دردناك است ، زمان را كند مىكند ، مانند وقتى است كه انسان در زندان يا در ميان خزينهء آب داغ است كه طاقت ماندن ندارد ، هر ثانيه برايش دقيقه است و هر دقيقه ساعت و هر ساعت چند شبانه روز بلكه ماه و سال . عيب دوم اين
--> ( 1 ) اين مطلب در اينجا خوب بحث نشده است . رجوع شود به ورقه هاى يادداشت موعود اسلام - انتظار فرج ) * كه خلاصه اى است از سخنرانى شب ششم كاشان در 28 شعبان 94