مرتضى مطهري

389

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اومانيسم اسلامى است ( 1 ) . دربارهء اصل سازگارى با طبيعت بايد گفت كه واقعاً طبيعت مادر انسان است ( 2 ) ، نوعى رابطهء معنوى بين انسان و طبيعت هست ، صلاح انسان موجب رحمت طبيعت مىشود در آن حال ، طبيعت مانند مادرى شيرده است كه تماس دست فرزند و لب فرزند با پستان او موجب رگ كردن و پرشدن و ريزش پستان مادر مىشود ، بر خلاف حالت نارضايى كه شير خود را به اصطلاح بالا مىدهد . و اساساً رابطهء طبيعت و انسان كه گاهى تيره و خشم آلود و گاهى صاف و مهرآميز [ است ] از اصول معارف قرآن است . قرآن در مورد روابط تيره و خشم آلود طبيعت با انسان است كه از : * ( فمنهم من ارسلنا عليه حاصباً و منهم من اخذته الصيحة و منهم من خسفنا به الارض ) * و امثال اينها دم مىزند . در مورد پيروزى صلاح و تقوا بر زور و زر و فريب بايد گفت بر خلاف زعم بعضى ظلم و دروغ و تبعيض و فريب لازمهء لاينفك سياست عالم نيست ، آنچنان كه برخى به اين دليل حكومت على عليه السلام را محكوم مىكنند و مىگويند با صلاح و تقوا و درستى كارها رو به راه نمىشود ، دروغ و تقلب و ستم و اجحاف لازمهء بقاست و مشروع است آنچنان كه در روش سياستمداران امروز هست . در حقيقت بايد گفت اين اصلِ انتخاب صالح است - نه انتخاب اصلح - كه مفهوم نسبيت دارد . عنصر فلسفى [ اين نويد ] عبارت است از ديد خوشبينانه و اميدوارانه به دوام و بقاى بشريت به حكم : * ( ان الله يحى الارض بعد

--> ( 1 ) دربارهء اينكه * ( و يذهب الشر و يبقى الخير ) * كه هم شامل اصل صلح و صفا و ضد جنگ مىشود و هم شامل اصل تربيت ، بايد گفت كه بر خلاف زعم بعضى وجود شر در جامعهء انسانى يك ضرورت لاينفك نيست ، قلع و قمع شدنى است ( 2 ) اينجا بايد از اصل تأثير متقابل و به طور اعم و اصح اصل وابستگى اشياء كه هگل و بعد ماركسيسم مطرح كرده‌اند بحث كنيم ، با اين تفاوت كه آنها اين رابطه را فقط در حد مكانيسم مىبينند ، از لحاظ امور معنوى رابطه و تأثيرى قائل نيستند ولى در معارف اسلامى اين رابطه نيز وجود دارد و از اين جهت است كه تمام جهان يك واحد زنده است