مرتضى مطهري

390

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

موتها ) * و به حكم : * ( و النهار اذا جلَّيها ) * ، و نفى ديدهاى بدبينانه و مأيوسانه به آيندهء بشريت امثال راسل ، همچنين است اصل زندگى مقرون به صلح و صفا و اخوت و محبت و تعاون و از بين رفتن درنده خويىها كه : * ( و يذهب الشر و يبقى الخير ) * ( البته در جهان انسانها ، نه در كل جهان كه فكر زردشتى است ) و اين برضد فلسفهء تنازع بقاست كه اصل لاينفك در ذى حياتها تلقى شده است . و از اين قبيل است اصل سازگارى انسان و طبيعت كه با تعبير * ( « و تخرج الارض افلاذ كبدها » در حديث و به صورت * ( « و اخرجت الارض اثقالها » و يا * ( « و لو ان اهل القرى امنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض » [ در قرآن ] بيان شده است . و از اين قبيل است پيروزى نهايى صلاح و تقوا بر زر و زور و فريب ، و انتخاب اصلح به معنى انتخاب پاكتر نه انتخاب اقوى . عنصر انسانى يا فرهنگى و آموزش و پرورشى عبارت است از حكومت على الاطلاق عقل و حكمت و معرفت و تجارب بر انسان و محكوم شدن و انقياد خشم و شهوت ، كه اين نيز يك ايدهء اسلامى است ( 1 ) . و همچنين منسوخ شدن عملى زنا ، شرب خمر ، ربا ، دروغ ، غيبت و غيره عنصر تربيتى اين ايده است ، چون همهء اينها ناشى از ناهمواريهاى اجتماع از يك طرف و نبودن تربيت صحيح از طرف ديگر است . عنصر سياسى : تشكيل حكومت جهانى واحد و سقوط مرزها و حدود و ثغور و درآمدن بشريت به صورت يك خانواده ( و شايد يك زبان نيز ( 2 ) ) ، جنسيتها و مليتها همه از بين مىرود ، من ايرانى و تو

--> ( 1 ) راجع به عنصر فرهنگى و آموزش و پرورشى بايد گفت كه بر خلاف زعم بعضى جرم و جنايت و معصيت حق يك ضرورت نيست ، بلكه يك انحراف است . اگر زندگى بر پايهء عقل و ايمان بگردد - و چنين امكانى هست - موضوع مجازاتها ، دست بريدنها ، زندانها ، اعدامها ، تازيانه زدنها ، از كوه پرت كردنها كه در همهء قوانين از آن جمله اسلام آمده است منتفى مىشود . ايده اى كه از اين اصل گرفته مىشود اين است كه انسانها آن گونه بايد تربيت شوند كه جرم واقع نشود . عليهذا جرم و جنايت يك ضرورت نيست ، قوانين جزايى ممكن است موضوعاً منتفى شود ( 2 ) در اين باره مطالعه شود