مرتضى مطهري

38

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىكنند . بحث در اين نيست ، بحث در سبك كار آنهاست و در وسايلى است كه هر دسته اى براى وصول به اهداف خود استفاده مىكند و در واقع بحث در نوع زندگى و سبك معاشرت و رفتار آنها در ميان مردم است خصوصاً از آن جهت كه در راه وصول به هدف ، آن سبك انتخاب شده است پيامبران و پادشاهان : اما پيامبران و پادشاهان . عمده تفاوت آنها اين است كه پيامبران سبك زندگى ساده و بىتجمل را انتخاب كرده‌اند ، بر خلاف سلاطين كه از شكوه و جلال براى وصول به هدفهاى خود استفاده مىكنند سلاطين مىكوشند هرچه بيشتر از غريزهء خوف و رعب مردم استفاده كنند ، واهمه ها را تحت تسخير قرار دهند . اين جهت در دستگاه زندگى و دربارشان ، در لباسها و تجملها و زينتهاشان ، در خدم و حشم و سپاه و لشكرشان ، در حريم گرفتن از مردم و مستور شدن از انظار ، در طرز سخن گفتن و راه رفتنشان پيداست . اما پيامبران چون مىخواهند در قلب و دل مردم ايمان و اعتقاد ايجاد كنند و بعلاوه خود را نمايندهء خداى همهء مردم معرفى مىكنند و مبشر عدل و دادند ، از اين گونه به خودبندىها در زندگى بدورند . على عليه السلام در نهج البلاغه ، داستان ورود موسى و هارون را بر فرعون به شكل جالبى بيان مىفرمايد : * ( و لقد دخل موسى بن عمران و معه اخوه هارون عليهماالسلام على فرعون و عليهما مدارع الصوف و بايديهما العصى فشرطا له ان اسلم بقاء ملكه و دوام عزه ، فقال : « الا تعجبون من هذين يشرطان لى دوام العز و بقاء الملك و هما بما ترون من حال الفقر و الذل ، فهلَّا القى عليهما اساورة من ذهب » اعظاماً للذهب و جمعه و احتقاراً للصوف و لبسه . و لو اراد الله سبحانه لانبيائه حيث بعثهم ان يفتح لهم كنوز الذهبان و معادن العقيان و مغارس